
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره علم به بسائط و مرکبات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز میشود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه مییابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجهالشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح میدهند که چگونه انسان میتواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیهالسلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار میگیرد. این جلسه با ذکر نمونههایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید میورزد.
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
5عدم حصول علم به حد و رسم در مرکبات برای انسان
بنابراین نه علم به حد نسبت به مرکبات حاصل میشود و نه علم رسمی نسبت به مرکبات حاصل میشود درحالیکه ما علم به انسان داریم وقتی که علم به مرکبات برای ما پیدا نشد پس باید بگوییم که انسان هیچوقت علم و اطلاع نسبت به انسان پیدا نخواهد کرد و هو واضحُ البطلان. پس اگر شما قائل بر این هستید که علم انسان نسبت به دیگری جایز است پس باید قائل بشوید که علم به بسائط هم جایز خواهد بود. این مطلبی است که ایشان نقل میکنند.
اما مرحوم آخوند نسبت به این مطلب جواب میدهند و میگویند که آنها میتوانند به این نظریۀ شما اشکال و ایراد وارد کنند و بگویند که نه، این علمی که در اینجا منظور ما است، علم به کنه است و لازم نیست که به صرف علم به لازم علم به کنهِ شیء برای انسان حاصل بشود. اما خود مرحوم آخوند در پاسخ این مسئله میفرمایند که دلیلی ندارد که حتماً انسان از یک راه به کنه و حقیقت شیء برسد، نهخیر انسان همانطوریکه ممکن است بخواهد از راه حد و تعریف بسائط مرکبه که جنس و فصل باشد، به آن مرکب برسد میتواند از راه علم حضوری برسد. اینهمه عرفا آمدهاند بدون اینکه فلسفه بخوانند و بدون اینکه این کتابهای ما را بخوانند و سرشان درد بگیرد، ادعای شهود و علم کردهاند و بهتر از خود ما از خود ما دارند خبر میدهند! اینها علم نخواندهاند و این کتابها را نخواندهاند! این چیست؟! این عبارت از حضور آن معلوم در نفس آن عارف است که بهواسطۀ آن حضور میتواند [از این مسائل خبر دهد].
کیفیت علم امام علیهالسّلام
همین مسئله در مورد امام علیهالسّلام هم هست؛ امام علیهالسّلام که علم دارد چه نحوه علم دارد؟ علم امام در اینجا به چه نحو است؟ مگر امام این کتابها را خوانده است؟! مگر اسفار خوانده است؟! مگر امام علیهالسّلام روایت امام صادق علیهالسّلام را خوانده است؟! امام که نسبت به مسائل فقهی روایت نخوانده، امام که فلسفه و عرفان نظری نخوانده، نحو نخوانده، ادبیات نخوانده، تاریخ نخوانده است! پس اینکه امام خبر میدهد که هفتۀ دیگر این قضیه انجام میشود از کجاست؟! یااینکه میگوید: دیشب شما فلان کار را کردید ...، منظورم حالا این مسائل نیست، ذهن جای دیگر نرود!! مثلاً فرض کنید دیشب غذا خوردید یا نماز خواندید از کجاست! این امام که دارد خبر میدهد از کجا خبر میدهد؟! باید مقداری حواسمان را جمع کنیم!
