
معرفت به حقایق اشیاء و تفاوت علم به ماهیت و وجود
تحلیل نسبت میان لوازم ماهیت و شناخت ملزومات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی چالشهای معرفتشناختی در شناخت حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا انسان میتواند از طریق شناخت لوازم یک شیء، به ذات و ملزوم آن پی ببرد یا خیر. در ادامه، با تفکیک دقیق میان «علم به وجه شیء» و «علم به شیء از یک وجه»، تفاوت قضایای طبیعیه و قضایای حقیقیه تبیین میشود. استاد با نقد دیدگاه کسانی که به دلیل عدم انکشاف تمام لوازم یک شیء از طریق شناخت یک لازم، راه معرفت را بسته میدانند، توضیح میدهند که خلط میان لوازم ماهیت و عوارض وجود خارجی، منشأ این شبهه است. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که شناخت لوازم ذاتی ماهیت، راهی برای پی بردن به خود ماهیت است، اما عوارض وجودیِ خارجی، از دایره این استدلال خارج بوده و نمیتوانند ملاک شناخت ذات قرار گیرند.
معرفت به حقایق اشیاء و تفاوت علم به ماهیت و وجود
4تعریف لوازم یک شیء از نقطهنظر وجود خارجی
لازمۀ تصور ملزوم، تصور لوازم شیء است درصورتیکه آن ملزوم ماهیت باشد و قضیۀ طبیعیه نباشد یعنی قضیۀ حقیقیه و ذاتی باشد ولی اگر ما بخواهیم یک شیئی را بهعنوان وجودش درنظر بگیریم، این تصور وجود یک شیء تصور لوازم آن شیء را لازم نگرفته است. زیرا لوازم یک شیء از نقطهنظر وجود خارجی عبارت از آن خصوصیات و قیودی است که شیء در وجود خارجی به آن قیود و حدود محدّد و مقید است. فرض کنید اگر یک زید بخواهد در خارج موجود بشود حتماً باید پدر و مادری داشته باشد. پسر عمو و پسر خالهای داشته باشد. در فلان نقطه به دنیا آمده باشد. حالا اگر شما با زید آشنا میشوید و میگویید که او زید است آیا روی پیشانی او اسم پدرش نوشته شده است یا مثلاً اسم مادرش بالای پیشانی او نوشته شده است؟! اینکه لوازم وجود خارجی است و ارتباطی ندارد! زید بدون پدر و بدون مادر در خارج محقق نمیشود اما نهاینکه از اطلاع بر این ملزوم این لوازم هم حاصل شود.
برگشت بحث در باب معرفت، به ماهیات نه به وجودات خارجی
این آقای مستشکلی که در اینجا گفتند که نمیتوانیم از لوازم پی به ملزوم ببریم منظور لوازم وجود است و لوازم ماهیت نیست. انسان میتواند از لوازم ماهیت به خود ماهیت پی ببرد و این از این نقطهنظر اشکالی ندارد. بله، حالا اگر انسان بهلحاظ وجود آن، علم به یک شیء پیدا کند، او به لوازم قریبۀ آن اطلاع پیدا نمیکند فَکَیفَ به لوازم بعیده، آن مربوط به وجود خارجی است. درحالیکه بحث ما در باب معرفت به ماهیات برمیگردد، نه به وجودات خارجی آنها و ما در باب معرفت به ماهیات اشیاء نظر میاندازیم و این بحث اطلاع از لازم به ملزوم و از ملزوم به لازم مربوط به امور و امورات خارجی یعنی به وجودات خارجی است که از محط بحث ما خارج است و اشکالی ندارد که انسان بتواند نسبت به یک شیء از لوازم ذاتیۀ آن ماهیت بهواسطۀ تفحص و استقراء و ادراک آن خصوصیتی که در این ماهیت هست و در سایر ماهیات وجود ندارد، به خصوصیات آن پی ببرد. البته حالا بعداً [توضیح خواهیم داد]. این شروع بحث است و نقد و اشکالاتی در این زمینه شده است که مسئله به این زودیها فیصله پیدا نمیکند.
