اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

نقش تزکیه و عقل در عبور از ماهیت و رسیدن به حقیقت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه فلاسفه و عرفا پیرامون امکان شناخت حقایق اشیاء می‌پردازند. بحث با بررسی ناتوانی بشر در ادراک ماهیت بسیط اشیاء آغاز شده و این نکته مطرح می‌شود که علم انسان به اشیاء، معمولاً از طریق آثار و لوازم آن‌ها حاصل می‌شود، نه از طریق شناخت ذات. در ادامه، استاد با تأکید بر اینکه علم از لوازم ذاتی وجود است و نه ماهیت، به تشریح این حقیقت می‌پردازند که هرچه نفس انسان از طریق تعقل صحیح و تزکیه، به تجرد بالاتری دست یابد، سعه وجودی او افزایش یافته و به همان میزان، شناخت او نسبت به ذات خود و در نهایت نسبت به واجب‌الوجود عمیق‌تر می‌شود. این سیر صعودی که در روایت «مَن عَرفَ نَفسَه فَقد عَرفَ رَبَّه» تجلی یافته، نشان‌دهنده مسیر انسان برای عبور از قیود ماهیت و رسیدن به مقام خلافت الهی است که در آن، نفس به حقیقت وجود بالصرافه متصل می‌گردد.

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

8
  • افزایش سعۀ اطلاع انسان با توجه به تغییر و تحولات نفس

  • حالا صحبت در این است اینکه دلیل و برهان آورده می‌شود تجرد می‌شود تا جایی ادامه پیدا کند که انسان از نفس بیرون نیاید، به چه دلیل است؟! کلام مرحوم علامه در اینجا گیر می‌کند که انسان می‌تواند این تجرد را پیدا کند و از عالم بهیمیت و حیوانیت حرکت کند و این تغییر و تحولات در نفس پیدا ‌شود و با تزکیه، تربیت، مراقبه و ریاضات شرعیه، این تغییروتحول را در خود ایجاد کند و هر مقدار که ایجاد کرد، سعۀ اطلاع او بیشتر خواهد شد به‌طوری‌که انسان هم مشاهده می‌کند.

  • اختلاف حالات اولیاء خدا

  • حالات اولیاء خدا مختلف است؛ از اوّلی که در حرکت هستند [با آخر کار متفاوت است]. علامه طباطبائی از نظر اطلاع در آخر عمرش با وقتی که سی سال بود یکی بود؟! مشخص است. نه اطلاع ظاهری کتابی، نه! از نقطه‌نظر مشاعر باطنی و از نقطه‌نظر ادراک مسائل معنوی و کلیات معانی یکی بود؟! خب یکی نبود، اینکه مشخص است. این تغییر از کجا پیدا شد؟! آیا گذشت زمان [باعث تغییر بود]؟! هزار نفر هستند به نودسالگی هم می‌رسند و همان توحید پانزده‌سالگی خود را دارند! در شب‌های ماه رمضان گفتم: در مدرسۀ فیضیه پشت سر مرحوم آقای اراکی نماز می‌خواندم و تشهد می‌گفتم، شخصی که الآن هم رساله دارد کنار ما نشسته بود و آن موقع هم ریشش سفید بود و حالا هم که دیگر [همین‌طور است]. در حال تشهد همین‌طوری سه دفعه دائماً از پشت من را راست کرد و من دوباره این‌طوری [خم] شدم!! دائماً دوباره من را راست کرد. آخر گفتم: آقا شما مأمور هستید که در تشهد پشت من را راست کنید؟! نمازت را بخوان، به من چه‌کار داری؟! گفت: در تشهد لازم است که انسان مستوی القامه باشد. گفتم: من باید باشم و اشتباه کردم. آن موقع معالم می‌خواندم و هفده‌ساله بودم، گفتم: شما را خدا گذاشته است که نمازت را رها کردی و مأمور شدی که پشت من را راست کنی؟! دائماً من خم بشوم و دوباره راست کنی؟! خب این آقا آن موقع چند سالش بود؟ حدود 55 یا شصت سال داشت! الآن چند سال دارد؟ این آقا ادراکش از نماز چقدر است؟! همان ادراکی که ما در سیزده یا پانزده‌سالگی از نماز داشتیم! گذشت زمان به علم انسان اضافه نمی‌کند! اگر انسان خودش را تربیت و تزکیه نکند [فایده‌ای ندارد]! بله، به علوم اضافه می‌کند؛ سکونی، حفص، بختری، أبی‌بصیر و روایت ابان، این روایات اضافه می‌شود ولی درصورتی‌که آن جهت برای انسان حاصل نشود، به فهم انسان اضافه نمی‌شود!