
معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس
نقش تزکیه و عقل در عبور از ماهیت و رسیدن به حقیقت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه فلاسفه و عرفا پیرامون امکان شناخت حقایق اشیاء میپردازند. بحث با بررسی ناتوانی بشر در ادراک ماهیت بسیط اشیاء آغاز شده و این نکته مطرح میشود که علم انسان به اشیاء، معمولاً از طریق آثار و لوازم آنها حاصل میشود، نه از طریق شناخت ذات. در ادامه، استاد با تأکید بر اینکه علم از لوازم ذاتی وجود است و نه ماهیت، به تشریح این حقیقت میپردازند که هرچه نفس انسان از طریق تعقل صحیح و تزکیه، به تجرد بالاتری دست یابد، سعه وجودی او افزایش یافته و به همان میزان، شناخت او نسبت به ذات خود و در نهایت نسبت به واجبالوجود عمیقتر میشود. این سیر صعودی که در روایت «مَن عَرفَ نَفسَه فَقد عَرفَ رَبَّه» تجلی یافته، نشاندهنده مسیر انسان برای عبور از قیود ماهیت و رسیدن به مقام خلافت الهی است که در آن، نفس به حقیقت وجود بالصرافه متصل میگردد.
معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس
6مرحوم آقای مطهری میگفت: یک فردی بود که یک وقتی درس اخلاق میداد و پیش ایشان میرفتم. او درس اخلاقش ترک شد و درس اصول و اینها داد. ایشان میگفت که مطالبی که در آن موقع میگفتیم را مینوشتیم، بعد از ده پانزده سال که از این قضیه گذشت یک وقتی به نوشتههای خودم مراجعه کردم و باور نمیکردم که این نوشته برای من است! عجیب استها! همینکه نفس از آن حالوهوا بیرون میآید و به مسائل دیگر [میپردازد] ولو مسائل خوب نهاینکه حالا مسائل خلاف! ولی چون سطح و افقش پایینتر است، با این مطالب، اینهم پایین میآید! وقتی مطلب بالا باشد، نفس هم همراه با آن مطلب بالا میرود! این مراقبهای که بزرگان میگویند: باید مراقبه داشته باشید بهخاطر همین است! نفس با آنچه که درمقابل او قرار میگیرد خودش را تنظیم و تطبیق میکند! خوب باشد خوب میشود [و بالعکس].
اثرگذاری رفیق بر انسان
این روایاتی که راجع به صدیق داریم: «اختر صدیق کذا کذا»1 برای چیست؟! بهخاطر اینکه رفیق، آدم را مثل خودش میکند؛ بالا میبرد یا پایین میآورد! علم، انسان را در عالم خودش یا بالا میبرد یا پایین میآورد؛ اگر علم علم امروزی باشد آدم را در همین سطح میآورد و اگر علم علم الهی باشد، انسان را بالا میبرد. اگر کلام، کلام آدمهای عوضی باشد فلان میکند! اما اگر کلام امام صادق علیهالسّلام باشد آدم را در حریم امام صادق میبرد! حریم امام صادق هم که حریم نور و تجرد است. آدم یک روایت میخواند و میبیند که [حالش] عوض شد، این عوض شدن برای چیست؟! تجردی که پیدا کرده است! وقتی که این نفس این علم را پیدا میکند به آن مقداری که مجرد است، به همان مقدار دلالت بر وجود خود میکند! پس در هر مرتبهای از سعۀ وجودی که هستیم، همان مقدار که اطلاع و علم داریم، از یک طرف علم به ذات خود داریم و از طرف دیگر علم به وجود بحت و بسیط داریم! آن وجود بحت و بسیط وجودی است که دارای آثار، علائم، شعب و فروعات است پس به هر مقدار که از نقطهنظر تجرد نفسانی مجردتر بشویم این علم ما به وجود، اقویٰ و اشدّ خواهد شد! به هر مقدار که از تجرد نفسانی پایینتر بیاییم، علم ما کمتر خواهد شد! دو روز مراقبه کنید میبینید فکر و فهمتان نسبت به مطالب یکطور دیگر شده و تجرد پیدا شده است! مراقبت را کنار بگذارید و عمل حرام انجام بدهید یکدفعه میبینید بسته شد! هرچه فکر میکنید میبینید که [آن حال سابق] نمیآید! این نیامدن برای چیست؟! آن تجرد ازبین رفته و روی آن پوشش افتاده است و دیگر نمیآید! دوباره باید کار کنید کار کنید بعد میبینید هان! مثل اینکه یک چیزی و خبری و مطلبی میخواهد اتفاق بیفتد! این یعنی چه؟! دوباره این تغییروتحول پیدا میشود!
- . جهت اطلاع رجوع شود به بحار الأنوار، ج 74، ص 173، باب 11: فضل الصدیق و حد الصداقة و آدابها و حقوقها و أنواع الأصدقاء و ... .
