اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

نقش تزکیه و عقل در عبور از ماهیت و رسیدن به حقیقت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه فلاسفه و عرفا پیرامون امکان شناخت حقایق اشیاء می‌پردازند. بحث با بررسی ناتوانی بشر در ادراک ماهیت بسیط اشیاء آغاز شده و این نکته مطرح می‌شود که علم انسان به اشیاء، معمولاً از طریق آثار و لوازم آن‌ها حاصل می‌شود، نه از طریق شناخت ذات. در ادامه، استاد با تأکید بر اینکه علم از لوازم ذاتی وجود است و نه ماهیت، به تشریح این حقیقت می‌پردازند که هرچه نفس انسان از طریق تعقل صحیح و تزکیه، به تجرد بالاتری دست یابد، سعه وجودی او افزایش یافته و به همان میزان، شناخت او نسبت به ذات خود و در نهایت نسبت به واجب‌الوجود عمیق‌تر می‌شود. این سیر صعودی که در روایت «مَن عَرفَ نَفسَه فَقد عَرفَ رَبَّه» تجلی یافته، نشان‌دهنده مسیر انسان برای عبور از قیود ماهیت و رسیدن به مقام خلافت الهی است که در آن، نفس به حقیقت وجود بالصرافه متصل می‌گردد.

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

5
  • تفاوت مراتب تجرد در فیلسوف و سالک

  • یک فیلسوف هرچه در مسائل فلسفی قوی باشد، آثار روحی و آن آثاری که لازمۀ قرب است، شاید آن آثار خیلی کم از او ظهور و بروز پیدا کند تا آن سالکی که در مقام تجرد نفس است و اصلاً مشخص است بر اینکه در چه کیفیت و در چه حال و احوالی قرار دارد! اصلاً ارتباطی به همدیگر ندارند ولی بالأخره او به یک مرتبه از تجرد می‌رسد، تجرد هم مراتب دارد و از مرتبۀ صفر تا مرتبۀ بی‌نهایت تجرد است و تجرد مقول به تشکیک است و همین‌طور دائماً کم‌کم کم‌کم انسان [به تجرد می‌رسد].

  • دلیل لزوم توجه انسان به کلیات

  • چرا می‌گویند: انسان باید به کلیات فکر کند؟! چرا می‌گویند: این‌قدر داستان و قصه نخوانید؟! چرا می‌گویند: تاریخ را به حدّ ضرورت و فقط به‌عنوان عبرت نگاه کنید نه‌اینکه ذهنتان را [در آن حوادث] ببرید؟! چرا می‌گویند: انسان نباید به تصویر و اینها نگاه کند؟! چرا می‌گویند: انسان نباید به حرف مردم گوش بدهد و دائماً از اخبار و چیزهایی که مردم می‌گویند استماع کند؟! چرا؟! چون دائماً از تجرد کم می‌کند و دائماً انسان را در مرتبۀ تخیلات و اعتبارات و عالم بهیمیت و حیوانیت پایین می‌آورد! آن استعداد و سعه‌ای که نفس برای ارتقاء و تربیت دارد به‌واسطۀ خواندن حکایات، قصه، نگاه کردن فیلم و صورت و اینها و گوش دادن به حرف مردم و عوام الناس و اینها، دائماً کم می‌شود! به‌عکس ارتباط با بزرگان، ارتباط با اولیاء، ارتباط با افرادی که دارای عقل پخته و تجربه شده و مجرب هستند، پرداختن به کلیات و تأمل در معانی تا جزئیات، اینها موجب می‌شود که انسان دائماً جلو برود! خود انسان هم این مطلب را می‌فهمد! یک هفته فکرتان را فقط به مسائل فلسفی و عرفانی و روایات ائمه علیهم‌السّلام به‌کار بیندازید و مطالعۀ خودتان را اینها قرار بدهید، در نهایت خودتان را در این یک هفته ملاحظه کنید و بسنجید و حال خودتان را قیاس کنید و بعد یک هفته ترک کنید و بروید قصه گوش کنید، از صبح تا شب فیلم تماشا کنید، داستان و رمان بخوانید و با افراد کوچه و بازار سروکار پیدا کنید و بعد از یک هفته نگاه کنید ببینید وضعتان چطور شده است؟! این دوتا تغییر را در کنار هم قرار بدهید.