اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

نقش تزکیه و عقل در عبور از ماهیت و رسیدن به حقیقت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه فلاسفه و عرفا پیرامون امکان شناخت حقایق اشیاء می‌پردازند. بحث با بررسی ناتوانی بشر در ادراک ماهیت بسیط اشیاء آغاز شده و این نکته مطرح می‌شود که علم انسان به اشیاء، معمولاً از طریق آثار و لوازم آن‌ها حاصل می‌شود، نه از طریق شناخت ذات. در ادامه، استاد با تأکید بر اینکه علم از لوازم ذاتی وجود است و نه ماهیت، به تشریح این حقیقت می‌پردازند که هرچه نفس انسان از طریق تعقل صحیح و تزکیه، به تجرد بالاتری دست یابد، سعه وجودی او افزایش یافته و به همان میزان، شناخت او نسبت به ذات خود و در نهایت نسبت به واجب‌الوجود عمیق‌تر می‌شود. این سیر صعودی که در روایت «مَن عَرفَ نَفسَه فَقد عَرفَ رَبَّه» تجلی یافته، نشان‌دهنده مسیر انسان برای عبور از قیود ماهیت و رسیدن به مقام خلافت الهی است که در آن، نفس به حقیقت وجود بالصرافه متصل می‌گردد.

معرفت به حقایق اشیاء و جایگاه تجرد نفس

4
  • فرض کنید که این لیوان این‌قدر ظرفیت دارد و این‌قدر در آن آب قرار می‌دهند و این شیشه این‌قدر ظرفیت دارد و این مقدار در آن آب قرار می‌دهند. این گنجایش آن را ندارد و آن گنجایش این ظرف بزرگ‌تر را ندارد. وقتی که به این مسئله رسیدیم که علمی که هر ذاتی واجد آن علم است به وجود آن ذات برمی‌گردد، نه به ماهیت، بنابراین مطلبی که در اینجا می‌شود گفت: ـ البته عرفا نسبت به این قضیه [قائل] نیستند ولی فلاسفه می‌توانند برهانی جواب بدهند گرچه شهودی از این مسئله عاجز هستند ولی در مقام برهان می‌توانند این مسئله را برهانی کنند ـ وقتی که نفس در مقام تجرد خودش واجد علمی است که به ذات او که عبارت از آن وجود مقید است برمی‌گردد، با تجرد مجددی که پیدا می‌کند و به‌واسطۀ تعمّل فکری، تعمّل عقلی، تزکیۀ نفسانی و یا هرکدام از اینها ... چون در تعمّل عقلی هم نفس دارای تجرد می‌شود؛ نفس یک ریاضی‌دان مجردتر از حمالی است که بار روی کولش می‌گذارد و به یک جایی می‌برد! یک عالم که مغزش را به‌کار می‌گیرد، نفسش مجردتر از آن نخودفروش است که غیر از نخود و آن سنگ ترازو و اینها بر چیز دیگری اطلاع ندارد! آن فیلسوفی که قواعد و قوانین و مبانی فلسفی را با فکر و عقل خود حلاجی می‌کند، این حلاجی کردن عقل به معنای تجرد و تغییروتحول نفس است، نه صرفاً به‌معنای عوض و ردّوبدل شدن سلول‌های مغزی است، اصلاً به این مسئله کاری ندارد! اینکه عقل برای رسیدن به نتایج نظری، مبادی بدیهی را مقدمه قرار می‌دهد، این تغییروتحول تجردی است که در خود به‌وجود می‌آورد و تا به‌وجود نیاورد اصلاً نمی‌تواند به نتیجه برسد!

  • امکان رسیدن به تجرد تنها از راه عقل و تزکیه

  • منتها راه برای تجرد مختلف است؛ یک راه راه عقل است و یک راه راه تزکیه است، راه سوم هم نداریم! راه عقل و راه تزکیه، البته نه آن تزکیه‌های خلاف که اهل خلاف و اینها دنبال آن مسائل هستند. نه، تزکیۀ صحیح! والاّ آن تزکیه‌ها گرچه یک تجردی پیدا می‌کند ولی آن تجرد تجرد محدود است و نمی‌تواند از حدّ مثال فراتر برود! راه تعمّل عقلی و راه تربیت و تزکیۀ روحانی و سلوکی، این دو باعث تجرد می‌شود حالا قدرت کدام‌یک از اینها بیشتر است، آن یک مطلب دیگری است که قطعاً آن تجرد نفس و تجرد سلوکی یک مرتبۀ اعلایی دارد چطور اینکه این مسئله از لوازم و آثارش هم مشخص است!