اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان شناخت حقایق هستی و واجب الوجود

بررسی تفاوت دیدگاه فلاسفه و عرفا در کیفیت ادراک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مسئله مهم امکان شناخت حقایق اشیاء و ذات واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که آیا معلول با وجود محدودیت‌های ذاتی خود، توانایی پی بردن به کنه ذات علت را دارد یا خیر. در این مسیر، دیدگاه فلاسفه که بر پایه تشکیک در وجود و تمایز مراتب استوار است، در تقابل با نگاه عرفانی قرار می‌گیرد. فلاسفه به دلیل قصور ماهوی ممکنات، وصول به ذات باری را ناممکن می‌دانند، در حالی که عرفا با تفسیر متفاوتی از تشکیک و تأکید بر لزوم عبور از قیود ماهوی و رسیدن به تجرد تام، امکان اتحاد عالم و معلوم را مطرح می‌کنند. این جلسه با تحلیل دقیق تفاوت میان سعۀ ادراک و نفس ادراک، راهکار عملیِ تربیت و مراقبه را برای عبور از حجاب‌های ماهوی و نیل به شهود حقیقت وجودی تبیین می‌کند.

امکان شناخت حقایق هستی و واجب الوجود

5
  • تفاوت سعۀ در ادراک و نفس ادراک

  • بله از نقطه‌نظر سعۀ وجودی و سعۀ ادراک تفاوت پیدا می‌کنند. بین سعۀ در ادراک و نفس ادراک مطلب فرق می‌کند. فرض کنید در روایات داریم که امام علیه‌السّلام می‌فرماید: کسی که این کار را انجام بدهد در بهشت با ماست یا در فلان منزل با ماست یا مصاحب با ماست یا جار با ماست یااینکه کسی که در راه خدا شهید بشود و چه بشود مقامش با اولیاست و با ائمه علیهم‌السّلام است. خب واقعاً کسی که در راه خدا شهید می‌شوند مثلاً همین شهدایی که در کربلا بودند، آیا اینها مقامشان با امام حسین علیه‌السّلام یکی است؟! کجا یکی است! آن امام است این شهید است، درست است جای آنها هم در اعلیٰ علیّین است ولی آیا از نظر سعۀ وجودی و میزان ظرفیت وجودی که هویت شخصی و ذات یک شخص را تشکیل می‌دهد، بین سیدالشهدا و افرادی که هستند تفاوت نیست؟! پس همۀ آنها به‌اندازۀ امام حسین هستند پس چرا او به مقام شفاعت کبریٰ رسیده و بقیه نرسیده‌اند؟! چرا هرکدام از اینها دارای مرتبه هستند؟! خود اینها در مراتب خودشان اختلاف دارند. فرض کنید بین حبیب و بین شخص دیگر اختلاف هست؛ حبیب دارای مقامی است که دیگری نیست.

  • تفاوت فیوضات الهی برحسب سعه و محدودیت ظروف افراد

  • مقام شهادت اینها را به یک مرتبه در استجلاب انوار الهی و فیوضات الهی می‌رساند ولی آن فیوضات الهی برحسب سعه و محدودیت ظرف هر کسی متفاوت است. الآن این لیوانی که در دست من هست با این شیشه‌ای که در دست من هست هردو آب دارند منتها این چند برابر این آب دارد. خود این ماده یکی است ولی سعه و ظرفیت آن عین وجودی خارجی آنها تفاوت می‌کند.

  • روی این جهت وقتی که یک وجود قاصری را نسبت به یک وجود عالی درنظر بگیریم مسئلۀ شناخت و معرفت به حدود وجودی آنها برنمی‌گردد تااینکه اشتداد و ضعف مانع برای علم و عدم علم بشود همان‌طور که مرحوم کمپانی بر این مسئله اصرار دارد. ایراد مرحوم کمپانی از اینجا ناشی می‌شود که مرحوم کمپانی تصورشان بر این است که طبق نظر فلاسفه [تشکیک در وجود این‌گونه نیست]. حالا تقصیر ایشان که نیست، مرام و مشی فلاسفه بر تعریف تشکیک در وجود [این‌گونه است]. همان‌طوری‌که رفقا یادشان هست قبلاً مسئلۀ تشکیک در وجود را به یک نحو دیگری تفسیر کردیم. ایراد مرحوم کمپانی به تفسیر تشکیک در وجودی که مصطلح هست خب طبعاً وارد است به‌خاطر اینکه تشکیک در وجود اقتضاء می‌کند که شناخت به حدود ماهوی این وجود خارجی برگردد وقتی که به آن حدود برگشت خب ماهیات در مراتب مختلف هستند؛ یکی مرتبۀ بالا هست و یکی مرتبۀ پایین هست، یکی مرتبۀ مجردات هست و یکی مرتبۀ غیر مجردات مثل عالم طبیعیات و امثال‌ذلک هست. تمام اینها حدود و ماهیات اعیان خارجی را تشکیل می‌دهند. بنابراین چطور ممکن است ذاتی که اصلاً ماهیت ندارد وجود بحت و بسیط است این ذات تعقل بشود و این ذات معلوم بالذات بشود برای ذاتی که در مرتبۀ اضعف و در مرتبۀ ماهوی قرار دارد و ماهیت دارد و محدود، ضیق، قاصر، ممکن و معلول است؟!