اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شناخت حقایق و رهایی از قید ظواهر

عبور از ماهیات و تخیلات برای درک حقیقت ثابت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به تبیین ناتوانی انسان در ادراک کنه واجب‌الوجود و امتناع ذاتی می‌پردازد. ایشان با تأکید بر اینکه مدرکات انسانی محدود به حدود امکانی و ماهیات است، هشدار می‌دهد که نباید حقایق اصیل را در قوالب ظاهری و تخیلات محصور کرد. در ادامه، با نقد برخی رویکردهای تاریخی که ارزش‌های جاودان را به ظرف‌های زمانی وابسته می‌دانند، ضرورت تفکیک میان حقیقت و مظاهر آن تبیین می‌شود. محور اصلی بحث، تفسیر کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مبنی بر شناخت حق برای تشخیص اهل حق است؛ بدین معنا که سالک باید به‌گونه‌ای تربیت شود که تغییر در ظواهر، لباس، یا قوالب اجتماعی، مانع از درک حقیقت نشود. این جلسه بر اهمیت حریت از قیود اعتباری و دوری از ظاهربینی تأکید دارد تا سالک بتواند در مسیر سلوک، از آفات تخیل و قضاوت‌های سطحی بر اساس ظواهر رهایی یابد.

شناخت حقایق و رهایی از قید ظواهر

1
  • درس چهارصد و شصت و ششم

  • بررسی ماهیت وجوب ذاتی واجب الوجود و امتناع تبدل آن به وجوب بالغیر (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • ارتباط واجب الوجود با واجب الوجود دیگر و کیفیت تعلق ممکن ذاتی با واجب بالذات

  • این بحث خیلی مطلب چندانی ندارد حالا گرچه خب علیٰ‌کلّ‌حال بی‌لطف هم نیست. در واقع ایشان نتیجۀ بحث‌های گذشته نسبت به مسئلۀ ارتباط واجب الوجود با واجب الوجود دیگر و کیفیت تعلق ممکن ذاتی با واجب بالذات و نتیجۀ این مسائل را در این مطلب در ارتباط ممکن بالذات با واجب متعال مطرح می‌کنند. صحبت به اینجا رسید که واجب الوجود بالذات نمی‌تواند واجب بالغیر باشد و همین‌طور ممتنع بالذات نمی‌تواند ممتنع بالغیر باشد. این مسائل مطرح شد و دلیلش هم روشن است به‌جهت اینکه یک حیثیت مقتضی برای وجوب ذاتی، آن حیثیت که علت برای غناء عن الغیر است با وجودش نمی‌تواند متبدل به بالغیر بشود و اگر بخواهد متبدل بشود لازمه‌اش این است که موضوع از مسئلۀ ذاتی بودن، تبدل ماهوی به امکان ذاتی پیدا کند و این خلاف فرض در موضوع مسئله است.

  • وقتی که وجود موضوع و تشخصش، وجود بالذات بود و محتاج إلی الغیر نبود، لازمۀ احتیاج بالغیر امکان ذاتی بودن آن است و این با فرض مسئله منافات دارد لذا هم در مسئلۀ امتناع و هم در مسئلۀ وجوب ذاتی مطلب به همین کیفیتی است که در اینجا صحبت شد. و لذا براساس این مسئله ایشان می‌فرمایند: همان‌طوری‌که برگشت ممکن بالذات و واجب بالغیر به امکان ذاتی است همین‌طور برگشت امتناع بالغیر به امکان ذاتی است و ممکن بالذات از نقطه‌نظر حیطۀ وجودی هیچ‌گاه نمی‌تواند به کنه مسئلۀ واجب بالذات برسد و همین‌طور ممکن بالذات که منظور ایشان انسان است، نمی‌تواند به مسئلۀ امتناع بالذات برسد.

  • محدود بودن مدرکات انسان به حدود امکانی

  • در مسئله و مطلب اول به‌خاطر علوّ مرتبۀ واجب بالذات و وجود وجوبی بالذات است به‌خاطر رتبۀ اعلیٰ و محوضت در وجود، انسان که مرتبۀ او مرتبۀ وجوب بالغیر و ممکن بالذات هست نمی‌تواند به آن راه پیدا کند زیرا آن مرتبۀ ادراک، مادون مرتبۀ وجود حق متعال است و آن شعاع نور قاهر و باهر وجود حق، مجالی برای وصول مدرکات به آن مرتبه باقی نمی‌گذارد! و این مسئله مسئلۀ واقعی و حق است زیرا مدرکات ما که محدود به حدود امکانی است، با آن وجود حق که خارج از حدود امکانی است نمی‌تواند هم‌سو و هم‌عِدل قرار بگیرد و همین‌طور امتناع به ذاتی که محوضت عدم است و عدم محض است، انسان نمی‌تواند به این مرتبۀ عدم محض برسد و هرچه که بخواهد تصور عدم کند بالأخره [این تصور] در یک محدوده‌ای از تصورات و تخیلات مشوب به وجود و متعلَق به وجود می‌آید. واقعاً اگر شخصی بخواهد به آن عدم محض برسد، به‌خاطر شدت نقصانِ عدم نمی‌تواند به اینجا برسد همان‌طوری‌که به قول مرحوم حاجی که می‌فرماید: