اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

بررسی نسبت میان وجوب، امتناع و امکان در هلیات بسیطه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد دیدگاه‌های مطرح پیرامون استثنائات آن می‌پردازند. بحث با بررسی هلیات بسیطه و مرکبه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مواردی همچون «واجب‌الوجود» یا «امتناع اجتماع نقیضین»، وصف و موصوف وحدت عینی دارند و حمل محمول بر موضوع، از باب انتزاع ذهنی است، نه توقف خارجی. در ادامه، استاد با تفکیک میان مستحیل بالذات و مستحیل بالغیر، به تحلیل رابطه علیت و تلازم میان محالات می‌پردازند. ایشان با رد استلزام کلی میان دو محال، تصریح می‌کنند که تلازم تنها در صورتی محقق می‌شود که میان دو امر، رابطه علیت یا معلولیت مشترک برقرار باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب استلزام محالات و تبیین جایگاه دقیق امکان و وجوب در تحلیل‌های عقلی به پایان می‌رسد.

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

9
  • همان‌طوری‌که واجب بالغیر [جز ممکن بالذات نمی‌باشد و واجب بالذات و ممتنع بالذات نمی‌باشد] مثل معلول؛ معلول درصورت علت واجب است، خود معلول ممکن بالذات است. بله، اگر علت باشد این‌هم واجب خواهد شد پس این واجب بالغیر می‌شود، نه واجب بالذات.

  • و سَتَعَلَمُ‌ فی مستأنفِ القولِ أنَّ ما اشتَهَرَ بینَ المجادِلین أنَّ المحالَ ممّا یَستلزمُ محالاً لیسَ بِصحیحٍ کلیاً بَل إنَّما یَصحُ جزئیاً إذا تَحقَقَ بینَ المحالَین علاقةٌ عقلیةٌ کما بینَ المحالِ بالذاتِ و المحالِ بِالغیرِ أی الموقوفِ عَلى أمرٍ ممتنعٍ بِالذاتِ فَلا استلزامَ بَین محالَین کلاهما مُستحیلٌ بِالذاتِ کَما لا استلزامَ بَین واجبین کلاهما واجبٌ بالذاتِ.

  • بعداً ما این مطلب را بیان می‌کنیم که [آنچه که بین مجادله‌کنندگان مشهور شده است که] محال، استلزام محال دیگری را دارد، در همه‌جا این‌طور نیست بلکه به‌طور جزئی صحیح است؛ در بعضی از موارد محال اقتضاء محال را می‌کند و در بعضی از موارد محال اقتضاء محال را نمی‌کند. [و این درصورتی است که] بین دوتا محال علاقۀ عقلیه باشد مثل عدم المعلول نسبت به عدم العله، همان‌طور که بین محال بالذات و محال بالغیر علاقۀ علیت هست [یعنی موقوف به امری ممتنع بالذات است] پس استلزامی بین دو محالی که هردو استحالۀ ذاتی دارند نیست همان‌گونه که استلزامی بین دو واجبی که هردو واجب بالذات هستند نیست. شما دوتا واجب بالذات را تصور بکنید که اینها هیچ استلزامی نداشته باشند؛ من‌باب‌مثال علیت انسان برای انسان هیچ استلزامی برای علیت حیوان برای حیوان ندارد، گرچه در هردو جنبۀ علیت هست اما آن علیت به جای خودش هست و این علیت هم به جای خودش است. آیا چون الآن انسان برای یک معلول علیت دارد بنابراین باید حیوان هم برای آن معلول علیت داشته باشد؟! این استلزام را ندارد.

  • پس اگر دو علت جدای از همدیگر باشند و هردوی اینها معلول را لازم بگیرند این دلیل بر این نیست که بین آن دو علیت تلازمی هست بلکه دوتا علیت جدا هستند همان‌طوری‌که دوتا معلول جدا هستند. اگر یکی از اینها معلول برای دیگری بود این ممکن است یا اگر هردو علت معلول برای علت ثالثه باشند، در آنجا بینشان استلزام هست. اما اینکه علت دوتا شیء واجب بالذات هردو لازم و ملزوم همدیگر باشند، این‌طور نخواهد بود.