اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

بررسی نسبت میان وجوب، امتناع و امکان در هلیات بسیطه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد دیدگاه‌های مطرح پیرامون استثنائات آن می‌پردازند. بحث با بررسی هلیات بسیطه و مرکبه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مواردی همچون «واجب‌الوجود» یا «امتناع اجتماع نقیضین»، وصف و موصوف وحدت عینی دارند و حمل محمول بر موضوع، از باب انتزاع ذهنی است، نه توقف خارجی. در ادامه، استاد با تفکیک میان مستحیل بالذات و مستحیل بالغیر، به تحلیل رابطه علیت و تلازم میان محالات می‌پردازند. ایشان با رد استلزام کلی میان دو محال، تصریح می‌کنند که تلازم تنها در صورتی محقق می‌شود که میان دو امر، رابطه علیت یا معلولیت مشترک برقرار باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب استلزام محالات و تبیین جایگاه دقیق امکان و وجوب در تحلیل‌های عقلی به پایان می‌رسد.

تحلیل قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

10
  • لأنَّ الاستلزامَ بینَ شَیئین لا یَتَحَققُ إلاَّ بِمعلولیةِ أحدِهما لا محالةَ إذ لا بُدَّ فی التلازمِ إمّا کونُ أحدِ المتلازمینِ علةً و الآخرُ معلولاً أو کونُهما معاً مَعلولَی علةٍ واحدةٍ فأحدُ المُتلازمینِ لا بُدَّ و أن یَکونَ معلولاً بِوجهٍ.

  • عدم تحقق تلازم بین دو شیء مگر درصورت معلولیت یکی برای دیگری

  • زیرا استلزام و تلازم بین دو شیء محقق نمی‌شود مگر اینکه یکی از آنها معلول برای دیگری باشد [زیرا لا محاله در تلازم یا باید یکی از متلازمین علت و دیگری معلول باشد] و یااینکه آن دو باهم معلولی برای علت واحده باشند آن‌وقت در‌این‌صورت اگر هردو معلول باشند همان‌طوری‌که علت در این معلول تأثیر می‌گذارد، در آن معلول هم تأثیر می‌گذارد. پس اگر علت در این معلول تأثیر گذاشت باید در آن معلول هم تأثیر بگذارد پس یکی از این معلولین لازمۀ وجود معلول دیگر است، این معلول هم لازمۀ وجود آن است زیرا هردو از یک جا آب می‌خورند و از یک علت نشئت می‌گیرند.

  • در اینجا می‌توانیم قائل به تلازم بین [آنها شویم]، مثل تلازم بین اسماء و صفات باری؛ در مرحلۀ خالقیت و رازقیت ـ و یا رحیمیت ـ هردو صفت فعلی هستند و هیچ ربطی به همدیگر ندارند ولی چون خالقیت و رازقیت هردو برای یک علت، صفت فعلی هستند همان‌طوری‌که علت در خالقیت تأثیر ایجاب ذاتی دارد همین‌طور او هم باید در رازقیت و رحیمیت و قهاریت تأثیر ایجاب ذاتی داشته باشد. درست شد؟! پس در اینجا می‌توانیم بگوییم که رازقیت با خالقیت هردو با همدیگر متلازمین هستند درحالی‌که ربطی به همدیگر ندارند چون هردوی اینها از یک علت نشئت می‌گیرند. پس اگر شما خالقیت را معلول برای آن مبداء و علت واحد می‌دانید رازقیت را هم باید بدانید و نمی‌توانید یکی را بردارید و یکی را برندارید. در جایی که توانستید یکی را بردارید پس هردو متلازمین هستند.

  • و المعلولُ لا یکونُ إلاَّ ممکناً بِالذاتِ لما تَحقَّقَ أنَّ علةَ الاحتیاجِ إلى الغیرِ و التوقفِ علیه هی الإمکانُ لا غیرُه فالممتنعُ بِالغیر لا یکونُ إلاَّ ممکناً بالذاتِ فَلا تلازمَ بینَ المَحالَینِ الذاتیینِ و کما لا استلزامَ بینَ محالَینِ ذاتیین فَلا استلزامَ بینَ الشی‌ءِ و ما یُنافیه.