اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره هلیات بسیطه و مرکبه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه امکان ذاتی و وجوب بالغیر آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا هر چیزی که بر یک امر ممتنع متوقف باشد، لزوماً خود نیز ممتنع بالذات است یا خیر. استاد با تفکیک میان هلیات بسیطه و هلیات مرکبه، تفاوت اتصاف در این دو حوزه را تشریح می‌کنند. در هلیات مرکبه، صفت متأخر از موضوع است و امکان ذاتی دارد؛ اما در هلیات بسیطه، موضوع و محمول از نظر مصداقی یکی هستند و اتصاف تنها بر اساس تحلیل عقلی صورت می‌گیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که قاعده مذکور در اوصاف عارضی جاری است، اما در مواردی که موضوع عین محمول است، بحث از استثنای قاعده مطرح نیست، بلکه اساساً موضوع بحث متفاوت است.

بررسی قاعده امتناع متوقف بر ممتنع بالذات

1
  • درس چهارصد و شصت و سوم

  • بررسی قاعدۀ «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد مرحوم آخوند بر آن (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • بحث راجع به این بود که آن چیزی که بر یک ممتنع بالذات متوقف است چون در اصطلاح بعضی‌ها هست که المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات، این جایگاهی ندارد زیرا از آنجایی که یک شیء در حد ذات خودش اگر از نقطه‌نظر وجود امتناع ذاتی نسبت به وجود بر او مترتب نشود و همین‌طور وجوب ذاتی بر او حمل نشود، این متصف به وصف امکان ذاتی است و وقتی که متصف به وصف امکان ذاتی شد تحولش به وجوب یا امتناع باید متعلق و مستند به غیر باشد. اگر این مستند به خود واجب باشد که واجب بالغیر می‌شود مانند معلول که مستند به علت است و وجود خودش را از ناحیۀ علت می‌آورد. این وجوب بالغیر می‌شود.

  • عدم خروج شیء از مرحلۀ امکان ذاتی به‌واسطۀ وجوب بالغیر

  • پس وجوب بالغیر شیء را از مرحلۀ امکان ذاتی خارج نمی‌کند و اگر مستند به ممتنع بالذات شد امتناعش هم امتناع بالغیر می‌شود. شیء معدوم مانند اجتماع نقیضین را فرض کنید؛ اگر اجتماع نقیضین امتناع ذاتی داشته باشد وصفی که برای اجتماع نقیضین می‌آید طبعاً احکام عدمی‌ای که بر اجتماع نقیضین مترتب می‌شود این احکام عدمی هم امتناعشان امتناع بالغیر است و آنها هم ممتنع هستند. مانند اجتماع وجود و عدم زید در زمان مشخص؛ تحقق وجود و عدم زید در این زمان خودش هم معدوم خواهد بود به اعتبار عدم نقیضینی که در اینجا هست.

  • یااینکه تحیز برای شریک‌الباری؛ همان‌طوری‌که شریک‌الباری ممتنع هست تحیز او هم ممتنع خواهد بود اما صحبت در این است که خود تحیز فی‌حدّنفسه امکان ذاتی دارد؛ نه واجب و نه ممتنع است. تحیز برای باری به‌واسطۀ بساطت و تجرد خودش امتناع دارد ولی همین تحیز برای شریک‌الباری به‌واسطۀ عدم، چون معدوم است امتناع دارد. اگر شریک‌الباری معدوم نبود شاید اشکال نداشت که حالا با همدیگر تقسیم کنند؛ مجردات را او بردارد و مادیات را هم این بردارد بنابراین این‌هم متصف به تحیز خواهد شد. یااینکه فرض کنید عدم بیاض برای جسم معدوم؛ جسم معدوم که ممتنع و معدوم است، این بیاض هم برای او ممتنع خواهد بود و امتناعش هم امتناع بالغیر است. علیٰ‌کلّ‌حال مسئلۀ اوّلی که در این مبحث مرحوم آخوند می‌خواهند راجع به آن صحبت بکنند این است. البته مباحث متعدّده‌ای هست که اینها را یکی پس از دیگری ذکر می‌کنند و همان‌طور که عرض کردیم مطالب دیگری هم که راجع به وجود و وجوب بود إن‌شاءالله در جلسه‌های بعد راجع به آنها بیشتر صحبت می‌کنیم منتها الآن آنچه را که من خیال می‌کردم خواندیم [اینها بود] منتها حالا که نخواندیم بنابراین روی آن مباحث بعد بهتر است که دیگر نرویم تا این قضیه تمام شود.