
معنای وجوب و وجود در فلسفه اسلامی
بررسی تفاوتهای تشخص و تشکیک در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفاهیم بنیادین «وجوب» و «وجود» و نسبت آنها با یکدیگر میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون تشکیک در وجود و تشخص آغاز شده و با بررسی دقیق معنای وجوب در فلسفه اسلامی ادامه مییابد. در این مسیر، تفاوت میان وجوب ذاتی و وجوب بالغیر و همچنین نحوه اتصاف موجودات به این اوصاف تبیین میشود. استاد با ردّ این تصور که مراتب وجود موجب تفاوت در اصلِ مفهوم وجوب میشود، توضیح میدهند که چگونه تحقق خارجی هر موجود، مساوق با وجوب آن در همان مرتبه است. این جلسه با هدف رفع سوءبرداشتهای رایج در باب مراتب هستی و تبیین دقیق رابطه میان علیت، ماهیت و ضرورت وجود، راهگشای فهم عمیقتری از مبانی توحیدی و فلسفی برای مخاطبان است.
معنای وجوب و وجود در فلسفه اسلامی
6غیر قابل تشکیک بودن مفهوم وجود
لذا اشتباه نشود، در مسئلۀ مشکک نفس مفهوم قابل تشکیک نیست و آن حقیقت خارجی ماهیت مشکک هست که قابل تشکیک است، نه خود مفهوم. اینکه در بعضی جاها میبینید که مشکک را مفهوم قابل تشکیک میگیرند مثل ضوء که ضوء یک سراج ضوءٌ و ضوءُ الشمس هم ضوءٌ بنابراین هردو [قابل تشکیک هستند] نه، ضوء قابل تشکیک نیست. آن مصداق خارجی او و مابإزاء خارجی او و محکی خارجی او قابل تشکیک است. بسیار خوب ضوء یک واتی ضوءٌ و ضوء 200 واتی و 500 واتی و خورشید هم ضوءٌ و نورٌ ولی خود نور فیحدّنفسه نیست لذا خود مفهوم نور نمیتواند قابل تشکیک باشد. در مسئلۀ وجوب و وجود هم مطلب به همین کیفیت است. وجود یک حقیقت و مفهومی است که خود آن مفهوم قابل تشکیک نیست. وجود یعنی آن حقیقتی که با تحقق خود رافع عدم است چه این بهاندازۀ یک میکروب باشد رافع عدم است و چه بهاندازۀ یک خروار میکروب باشد باز رافع عدم است. یک میکروب بهاندازۀ یک سلول به همان اندازه رافع عدم خودش هست، یک خروار هم باشد بهاندازۀ مثلاً هزار کیلو آنهم درمقابل هزار کیلو عدم، رافع عدم است. تحقق خارجی او مقول به تشکیک است نه خود مفهوم او، مفهوم او که همان خود میکروب باشد این مقول به تشکیک نیست، ضوء مقول به تشکیک نیست، ماء مقول به تشکیک نیست و وجود مقول به تشکیک نیست. وجود عبارت از مفهومی است که آن مفهوم با پا به عرصه گذاشتن خود رافع عدم است حالا این از نظر تحقق خارجی مقول به تشکیک است. وجود ضعیف، وجود مراتب کون و فساد، وجود مراتب مثالیه و وجود مراتب مجردات تا به وجود حق متعال برسد که صرافت و بساطت محض است. آن حقیقت خارجی وجود مقول به تشکیک میشود.
حالا صحبت در این است که آیا وجوب هم مقول به تشکیک است یا نه وجوب دیگر مقول به تشکیک نیست؟ وجوب عبارت از اتصاف وجود به یک وصفی است که آن وصف در هر حال بر آن حقیقت، ثابت است. باید بودن، این باید بودن که کم و زیاد ندارد. باید یعنی آن چیزی که در خارج تحقق پیدا میکند. باید یعنی آن چیزی که عدم نمیتواند بر او سرایت کند. این معنای باید است. وقتی که شارع میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾؛1 معنایش این است که سریان عدم بر این تکلیف ممتنع است. تطرّق عدم یعنی عدم صلاة، عدم صلاة در این ماهیت ممتنع است و این معنای وجوب است و کم و زیاد نمیشود. نه، تطرّق عدم ممتنع است ولی بعضی اوقات [کم و زیاد] میشود! پس این وجوب نشد! همینکه یک در میلیارد شما احتمال دادید، همان موقع از وجوب ساقط میشود و مستحب مؤکد میشود. مستحب همینطور هست و مراتب دارد؛ مستحب مؤکد داریم چطور اینکه کراهت هم مراتب دارد. بعضی کراهتها خیلی شدید است حتی به مرحلۀ حرمت میرسد! کراهت مراتب متفاوتی دارد؛ منبابمثال کراهت دخول در بیت الخلاء با پای راست این یک مرتبه کراهت دارد و کراهت بعضی از مسائلی که بین رفقا مبتلابه هست ـ البته احتمالاً هست چون من یک وقت خدای نکرده نمیخواهم کسی را چیز کنم ـ که تا حدّ حرمت مسئله [کراهت دارد] اینهم یک کراهت است.
- . سوره نساء (4) آیه 103. انوار الملکوت، ج 1، ص 117:
«نماز (از جانب خداى تعالى) بر اهل ایمان در وقت معیّن واجب شده است.»
- . سوره نساء (4) آیه 103. انوار الملکوت، ج 1، ص 117:
