اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل اتصاف واجب به عدم و نسبت آن با صرافت وجود

بررسی بساطت ذات پروردگار در پرتو وحدت حقیقی وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون اتصاف واجب‌الوجود به اوصاف و نسبت آن با صرافت و بساطت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی انتزاع اوصافی همچون ضرورت، امکان و عدم از وجود آغاز شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا وجودات مقید که دارای حدود عدمی هستند، با اطلاق ذات باری‌تعالی قابل جمع‌اند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان انفکاک ذات از اوصاف ذاتیه و معلولیت اوصاف فعلیه برای ذات تبیین شده و با نقد دیدگاه‌های رایج حکما در باب تشکیک مراتب وجود، به این نتیجه می‌رسد که حقیقت ماهیت، چیزی جز خود وجود نیست. در نهایت، با ارائه مثالی از مراتب نور، تبیین می‌شود که چگونه با حل مسئله ماهیت و درک صحیح از وحدت وجود، اشکالات مربوط به اتصاف ذات به حدود عدمی برطرف می‌گردد و بساطت مطلق ذات پروردگار روشن می‌شود.

تحلیل اتصاف واجب به عدم و نسبت آن با صرافت وجود

4
  • تفسیر آیۀ ﴿لِيَعلَمَ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا﴾

  • مفسرین آمدند این ﴿لِيَعۡلَمَ﴾ را به علم تفصیلی تعبیر کردند؛ یعنی این علم پروردگار نسبت به مؤمن در مقام امتحان احتیاج به جهت تفصیل دارد یعنی جهت تفصیلی پیدا بکند. الآن مشخص نیست که زید از عهدۀ امتحان چگونه برمی‌آید. آیا از عهدۀ امتحان سرافراز برمی‌آید یااینکه از عهدۀ امتحان خاسر و سرافکنده بیرون می‌آید. این امتحان می‌آید و علم پروردگار به این وجود بعد از امتحان به‌عنوان وجود تفصیلی تعلق می‌گیرد. والاّ می‌گویند که خدا که جاهل نیست ولی مقصود از ﴿لِيَعۡلَمَ﴾ علم تفصیلی پروردگار ‌در‌ خارج است.

  • جواب این است که آیا این علم تفصیلی بوده یا نبوده است؟! بالأخره آیا خدا نسبت به آن وجود عینی زید بعد از اختبار و بعد از امتحان عالم است یا عالم نیست؟! دیگر دعوا نداریم! اگر بگوییم که عالم نیست خب بنابراین ادعای جهل در ذات کردیم و اگر بگوییم که عالم است پس ﴿لِيَعۡلَمَ﴾ چه معنا دارد و دیگر بساط برچیده می‌شود! جواب این مسئله روشن است؛ ﴿لِيَعۡلَمَ ٱللَهُ﴾ نه‌اینکه این علم به خود خدا برگردد یعنی خدا در مقام خارج برای افراد صورت عینیۀ او را ایجاد کند؛ یعنی به افراد بگوید که بفرمایید این زیدی که من او را اکرام می‌کردم به‌خاطر این بود که از عهدۀ امتحان به این نحو برآمد! حالا فهمیدید من بیخود او را اکرام نمی‌کنم! حالا فهمیدید که من بیخود به او اعتناء نمی‌کنم! این آقا را دیدی از امتحان خراب درآمد؟ این به‌خاطر این است! معنای ﴿لِيَعۡلَمَ ٱللَهُ﴾ این است که آن صورت تفصیلی اعیان خارجی را به منصۀ ظهور قرار بدهد تااینکه خدا بداند؛ یعنی خدا حقایق اشیاء را در مرئیٰ و منظر قرار بدهد تااینکه فردا نیاید بگوید که چرا او را به بهشت برد و او را به جهنم برد! خدا می‌گوید که بفرما! دیدی که او در امتحان این‌طور درآمد و دیگری هم در امتحان آن‌طور درآمد! اما اگر بخواهد این به خود ذات برگردد، لازمه‌اش اثبات جهل در ذات پروردگار و امثال‌ذلک است.