اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی شبهه واجب‌الوجود بودن زمان

تبیین ماهیت تدریجی زمان و پاسخ به شبهات فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد یک شبهه فلسفی پیرامون حقیقت زمان می‌پردازند. پرسش اصلی این است که اگر واجب‌الوجود به معنای وجودی است که عدم برای او ممتنع است، آیا زمان نیز به دلیل عدم پذیرش عدم سابق و لاحق، واجب‌الوجود محسوب می‌شود؟ استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، ابتدا به تبیین ماهیت تدریجی زمان و حرکت می‌پردازند و توضیح می‌دهند که زمان به عنوان یک امر تدریجی‌الحصول، بقای مستقلی ندارد تا نیازمند علت مبقیه باشد؛ بلکه حدوث و بقای آن عین یکدیگر است. در ادامه، با تفکیک میان نگاه استقلالی و نگاه آلی به زمان، روشن می‌سازند که زمان و حرکت در حقیقت وجود مستقلی ندارند و قائم به متکمم (متحرک) هستند. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه عبودیت و مرآتیت در سلوک انسانی ختم می‌شود که چگونه انسان باید افعال خود را به عنوان تجلی اراده الهی ببیند.

نقد و بررسی شبهه واجب‌الوجود بودن زمان

6
  • علت عبودیت ائمه علیهم‌السّلام

  • از رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم چرا عبودیت فهمیده می‌شد؟ چون رسول‌الله شقّ‌القمر می‌کرد1 ولی به خود نمی‌گرفت! امیرالمؤمنین علیه‌السّلام چرا عبد بود؟ چون امیرالمؤمنین ردّالشمس می‌کرد2 ولی به خود نمی‌گرفت. اگر امیرالمؤمنین ردّالشمس را به خود بگیرد دیگر در آنجا عبد نیست و مثل مرتاض‌ها می‌شود منتها یک کمی قوی‌تر! حالا مرتاض نمی‌تواند ردّالشمس بکند اما قطار را نگه می‌دارد و طائره را فلان می‌کند ولی این عبد نیست! من این کار را کردم بیایید به من نگاه کنید این معنای استقلالی می‌شود.

  • لزوم تطبیق مسائل فلسفی بر مواضع سلوکی

  • این مباحث به‌درد می‌خورد و جدی این مباحث، مباحث مهمی است! اینکه مرحوم آخوند اینها را در اینجا مطرح می‌کند انسان باید این مطالب فلسفی را بر مواضع سلوکی خودش منطبق کند. [و مرحوم] آخوند بیخود این حرف‌ها را نمی‌زند. البته یک بحث‌هایی خارج از این بحث داریم حالا اگر رسیدیم إن‌شاءالله جلسۀ بعد می‌گوییم. با توجه به این قضیه زمان اصلاً وجود خارجی ندارد تااینکه واجب الوجود بشود. هرچه هست عبارت از همان متکمم است و زمان در ضمن او متحقق خواهد شد.

  • و یُمکن أن یُجابَ عَنِ الأخیرِ بِأنَّ الأمرَ التَّدریجیَّ الوجود بِالذاتِ کالزَّمانِ المُتَّصِلِ و ما یُتکَمَّمُ بهِ کالحرکةِ القَطعیةِ لَیسَ لَهُ بَقاءٌ حَتَّى یَحتاجَ فی بَقائهِ إلى سَبَب.3

  • از همان اشکال اخیر این‌طور جواب بدهیم که آن امری که تدریجی الوجود بالذات است مثل زمان متصل یا حرکت و آن که کمّ پیدا می‌کند به‌واسطۀ زمان مثل حرکت قطعیه، آن حرکتی که یک ساعت از یک جا به یک جای دیگر طول می‌کشد این زمان بقاء ندارد تااینکه در بقاء احتیاج به سبب داشته باشد و شما بگویید که چون بقائش احتیاج به سبب ندارد پس حدوثش هم احتیاج به سبب ندارد پس واجب الوجود می‌شود.

  • بَل زَمانُ تَحققهِ بِعینهِ لَیسَ إلاّ زَمانَ حُدوثهِ و هوَ مِمّا سَیَحدثُ ذاتُه و هویتهُ الاتِّصالیةُ شَیئاً فَشیئاً سِواءً کانَت مُتناهیةَ الاتِّصالِ کالحرکةِ المُستقیمَةِ العُنصریةِ أو غَیرَ مُتناهیةٍ کالدَّوراتِ الأُکَریَّةِ العَرشیةِ.

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السلام، ج ١، ص ١٢٢؛ افق وحی، ص 456.
    2. . مناقب آل أبی‌طالب علیهم السلام، ج ١، ص ٤٦٠. امام شناسی، ج 4، ص 43.
    3. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 382.