
نقد و بررسی شبهه واجبالوجود بودن زمان
تبیین ماهیت تدریجی زمان و پاسخ به شبهات فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد یک شبهه فلسفی پیرامون حقیقت زمان میپردازند. پرسش اصلی این است که اگر واجبالوجود به معنای وجودی است که عدم برای او ممتنع است، آیا زمان نیز به دلیل عدم پذیرش عدم سابق و لاحق، واجبالوجود محسوب میشود؟ استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، ابتدا به تبیین ماهیت تدریجی زمان و حرکت میپردازند و توضیح میدهند که زمان به عنوان یک امر تدریجیالحصول، بقای مستقلی ندارد تا نیازمند علت مبقیه باشد؛ بلکه حدوث و بقای آن عین یکدیگر است. در ادامه، با تفکیک میان نگاه استقلالی و نگاه آلی به زمان، روشن میسازند که زمان و حرکت در حقیقت وجود مستقلی ندارند و قائم به متکمم (متحرک) هستند. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه عبودیت و مرآتیت در سلوک انسانی ختم میشود که چگونه انسان باید افعال خود را به عنوان تجلی اراده الهی ببیند.
نقد و بررسی شبهه واجبالوجود بودن زمان
3یک حرکت دوم داریم که ماهیت حرکت است و آن حرکتی است که قائم به متحرک است و قابل رؤیت نیست و فقط آن متحرک است که او را میبینید ولی خود حرکت را نمیبینید. شما غیر از ماشینی که از آنجا حرکت میکند و به اینجا میآید آیا حرکتی هم میبینید؟ آنچه که میبینید سیاره و ماشین است. ماشینی است که در آنجا هست بعد این ماشین در اینجا هست. چه قضیهای در اینجا حاصل شده است؟ فقط وضع او در اینجا عوض شده، اسم آن وضع را حرکت میگذاریم. آیا میتوانید در اینجا روی حرکت، نظر استقلالی کنید؟ این حرکت قائم به متحرک است که البته ایشان این را بعداً میگویند.
اما آنچه را که در رد این شبهه ـ یعنی دلیل بعدی را هم خواستم جزو دلیل اوّلی [بگویم و] هردو را باهم یکی کنم ـ ایشان الآن میگویند عبارت از این است که حرکت عبارت از یک مسئلۀ متدرج الحصول است یعنی حصولش حصول تدریجی است. چیزی که حصولش تدریجی است آیا میشود به او امر مستمر و امر دائم و امر لا ینقطع گفت؟! نه دیگر! حرکت عبارت از حدوثهای پیدرپی و متوالی است، حدوثٌ حدوثٌ حدوثٌ حدوثٌ و هذا حَرکةٌ نهاینکه یک امر مستمر [باشد]. وقتی که کتاب از مطبعه خارج میشود، نفس حدوث کتاب عبارت از وجودی است که این وجود بعد العدم متحقق و متشخص شده است. اما وقتی که این کتاب طبع شد دیگر با حدوثش متفاوت است و در اینجا احتیاج به علت مبقیه دارد چون دیگر حدوث معنا ندارد و حدوث، حدوث ابتدائی است یعنی یک خلق ابتدائاً در خارج انجام میشود و آن خلق کتاب است و بعد آن احتیاج به علت مبقیه دارد و باید در شرایط مناسب قرار بگیرد، آفتاب به آن نخورد، نم به آن سرایت نکند، آب نباید بخورد و درست باید مطالعه بشود بعضی کتاب را اینطوری برمیدارند و... نه، آن شرایط مبقیۀ برای مطالعه باید حاصل بشود ولی حرکت اینطور نیست.
