اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی شبهه واجب‌الوجود بودن زمان

تبیین ماهیت تدریجی زمان و پاسخ به شبهات فلسفی

14٬047
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد یک شبهه فلسفی پیرامون حقیقت زمان می‌پردازند. پرسش اصلی این است که اگر واجب‌الوجود به معنای وجودی است که عدم برای او ممتنع است، آیا زمان نیز به دلیل عدم پذیرش عدم سابق و لاحق، واجب‌الوجود محسوب می‌شود؟ استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، ابتدا به تبیین ماهیت تدریجی زمان و حرکت می‌پردازند و توضیح می‌دهند که زمان به عنوان یک امر تدریجی‌الحصول، بقای مستقلی ندارد تا نیازمند علت مبقیه باشد؛ بلکه حدوث و بقای آن عین یکدیگر است. در ادامه، با تفکیک میان نگاه استقلالی و نگاه آلی به زمان، روشن می‌سازند که زمان و حرکت در حقیقت وجود مستقلی ندارند و قائم به متکمم (متحرک) هستند. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه عبودیت و مرآتیت در سلوک انسانی ختم می‌شود که چگونه انسان باید افعال خود را به عنوان تجلی اراده الهی ببیند.

نقد و بررسی شبهه واجب‌الوجود بودن زمان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد یک شبهه فلسفی پیرامون حقیقت زمان می‌پردازند. پرسش اصلی این است که اگر واجب‌الوجود به معنای وجودی است که عدم برای او ممتنع است، آیا زمان نیز به دلیل عدم پذیرش عدم سابق و لاحق، واجب‌الوجود محسوب می‌شود؟ استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، ابتدا به تبیین ماهیت تدریجی زمان و حرکت می‌پردازند و توضیح می‌دهند که زمان به عنوان یک امر تدریجی‌الحصول، بقای مستقلی ندارد تا نیازمند علت مبقیه باشد؛ بلکه حدوث و بقای آن عین یکدیگر است. در ادامه، با تفکیک میان نگاه استقلالی و نگاه آلی به زمان، روشن می‌سازند که زمان و حرکت در حقیقت وجود مستقلی ندارند و قائم به متکمم (متحرک) هستند. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه عبودیت و مرآتیت در سلوک انسانی ختم می‌شود که چگونه انسان باید افعال خود را به عنوان تجلی اراده الهی ببیند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی شبهه واجب‌الوجود بودن زمان

9
  • لَها ماهیةٌ مُتحصلةٌ ... برای اینها ماهیت متحصله است.

  • إذِ الحَرکةُ بِما هیَ حَرکةٌ لَیسَ حَقیقتُها و مَعناها إلاّ طَلبَ شَیءٍ مِن الکَمالاتِ و الاشتیاقِ إلیهِ‌.

  • حقیقت و معنای حرکت نیست مگر اینکه شیء به‌دنبال کمال برود. آن اشتیاق به‌سوی کمال را حرکت می‌گویند ولی همان‌طوری‌که هست در خارج چیزی انجام نشده یعنی ماشینی که الآن می‌خواهد حرکت کند و به طهران برود این ماشین اشتیاق به این غایت را دارد. آن حالت اشتیاق او را که در این وجود دارد حرکت می‌گویند. آنچه که در خارج انجام می‌گیرد عبارت از اعراض است و عرض هم خودش یک وصفی است. الآن این ماشین در اینجا هست بعداً این ماشین در اینجا هست، عرض عوض شده ولی حرکت کجاست؟ ما اسم این عوض شدن را داریم حرکت می‌گذاریم درحالی‌که اینجا دو عرض هست؛ یک عرض در اینجا و یک عرض در اینجا هست.

  • الآن در اینجا سید اولاد پیغمبر چهار زانو نشسته و دارد به این مطالب ما حالا درست است یا غلط، هرچه هست، توجه می‌کند. ایشان الآن مثلاً شصت کیلو یا هفتاد کیلو وزنش است و در اینجا نشسته است. حالا شما بایستید وقتی ایستادید آیا در اینجا 75 کیلو می‌شوید؟ نه! همان هستید، اگر بخوابید باز 75 کیلو یا هفتاد کیلو هستید، بنشینید همان هستید، در سجده بروید همان هستید و فقط اعراض عوض می‌شوند یعنی عرض الآن در اینجا به حال تربّع است، بعداً شخص می‌ایستد در حال قیام است، بعداً شخص در حال رکوع است و بعداً شخص در حال سجود است ـ قزوینی که اینجا نیست؟! ـ در اینجا فقط اعراض تغییر پیدا می‌کنند. حالا شما اسم این تغییر اعراض را حرکت می‌گذارید و می‌گویید که آقای سید ... از حال تربّع بلند شد و به حال استقامت حرکت کرد. شما چه حرکتی کردید؟ شما حرکتی نکردید! شما الآن در حال [سجده] هستید بعد یک این‌طوری شد عرضتان عوض شد. بعد دوباره بالاتر رفت هرچه بالاتر برود عرض عوض می‌شود!! منظورم وضع است که وضع عوض می‌شود منتها شما اسم این را حرکت می‌گذارید. پس حرکت چیزی جز تغییر اوضاع نیست، خیلی راحت است! اسم آن تغییر را حرکت می‌گذارید و بعد هم به تبع او زمان [می‌گذارید]‌ و این عبارت طلب آن است؛ طلب شیء یعنی شیء بخواهد به‌سمت کمال غایت طلب کند و اشتیاق به او [داشته باشد].

/