اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی وجوب ذاتی در فلسفه اسلامی

تمایز وجود مطلق حق تعالی از وجودات زمانی و مقید

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم وجوب ذاتی و رفع شبهات پیرامون آن می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره انطباق وجوب ذاتی بر زمان آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی فلسفی، روشن می‌گردد که وجوب ذاتی تنها به ضرورت وجود مطلق برای ذات حضرت حق اطلاق می‌شود. در ادامه، تفاوت میان شمول وجود مطلق و شمول طبایع کلیه تبیین شده و جایگاه زمان به عنوان یک وجود ضعیف و شأنی از شئونات وجود مطلق مشخص می‌گردد. این جلسه با اثبات اینکه زمان نه تنها وصف ذاتی حق نیست، بلکه خود معلول و مرتبه‌ای از مراتب نزول وجود است، به نتیجه می‌رسد که هرگونه تغیر و حدوث زمانی از ساحت ذات اقدس الهی به دور است. در پایان، با اشاره به آیات خلقت، نحوه ارتباط مراتب وجود با این حقیقت مطلق بررسی می‌شود.

نقد و بررسی وجوب ذاتی در فلسفه اسلامی

1
  • درس چهارصد و پنجاه و هشتم

  • نقدِ تطبیقِ وجوبِ ذاتی بر زمان (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • و نحنُ بِعَونِ اللهِ تعالى مُستَغنونَ عن هذه التَجَشماتِ فإنَّ مناطَ الوجوبِ الذاتیِّ فی فَلسفتِنا هو ضرورةُ طبیعةِ الوجودِ المطلقِ بما هو وجودٌ مطلقٌ.1

  • مرحوم آخوند پس از ذکر ادلۀ قوم در رد اشکالی که بر مسئلۀ وجوب ذاتی مطرح می‌شد راجع به مسئلۀ واجب الوجود گفتند: تعریفی که شما برای واجب الوجود ذکر کردید این تعریف بر وجود زمانی هم منطبق است و چون زمان امتناع وجود سابق و امتناع وجود لاحق پس از عدم را دارد پس می‌توان گفت که زمان از اوصاف ذاتی حق متعال است و وصف ذاتی حق به معنای تغیّر و حدوث تدریجی در ذات است و تعالی عن ذلک.

  • جواب‌هایی برای این مسائل ذکر کردند که عرض شد. مرحوم آخوند نسبت به جواب‌ها ایراد وارد کردند که این جواب‌ها مطابق با اصول قوم نیست.

  • وجوب ذاتی منحصر در وجوب حضرت حق

  • مطلبی را که خود ایشان ذکر می‌کنند و تعریفی را که برای وجوب ذاتی می‌آورند به‌طورکلی از وجود زمانی رفع شبهه می‌کند و وجوب ذاتی را منحصر در وجوب حضرت حق می‌کند. ایشان می‌فرمایند که وجوب ذاتی در فلسفۀ ما به چیزی اطلاق می‌شود؛ ما وجوب ذاتی را به ضرورت وجود مطلق نه مقید بما هو مطلقٌ برای ذات می‌دانیم که یک وجودی برای یک ذاتی مطلق، بما هو مطلقٌ، ضرورت داشته باشد و این غیر از مبدأ‌ اعلیٰ ذات دیگر نمی‌تواند باشد. بله! در عالم خارج وجودات مقیدی برای ذوات، ممکن است ضرورت داشته باشند مانند وجود زمان برای ماهیت زمان بما أنَّه متدرجُ الحصول و بما هو حادثٌ بعدَ عادم؛ به این منوال. یا وجود مقید برای ماهیات امکانی ضرورت دارد بما أنَّه معلولٌ لِعلته العُلیا المتقدم بالطبع علی المعلول.

  • خب اینها وجوداتی ضروری هستند منتها وجودات مقیده هستند و برای ذات وجوب دارند. اما ذاتی که وجود مطلق برای او ضرورت داشته باشد نفس اطلاق، موجب رفع ترکیب و احتیاج از ذات خواهد شد و رفع ترکیب و احتیاج از ذات عبارت از وجود حی قیومی و صمدی است که این احتیاجی به علت مافوق خود ندارد و وجودات دیگر چون جنبۀ تقید دارند آن حیثیت تقید اقتضاء علت را برای آنها می‌کند و به‌واسطۀ این مسئله، زمان دیگر وجود ذاتی ندارد بلکه خود زمان شأنی از شئونات حضرت حق خواهد شد. زیرا این وجود به عمومیتی که دارد جنبۀ طبیعت کلیه‌ای که به‌عنوان عموم صادق بر افراد است را ندارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 381.