
نقد و بررسی وجوب ذاتی در فلسفه اسلامی
تمایز وجود مطلق حق تعالی از وجودات زمانی و مقید
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم وجوب ذاتی و رفع شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره انطباق وجوب ذاتی بر زمان آغاز میشود و با تکیه بر مبانی فلسفی، روشن میگردد که وجوب ذاتی تنها به ضرورت وجود مطلق برای ذات حضرت حق اطلاق میشود. در ادامه، تفاوت میان شمول وجود مطلق و شمول طبایع کلیه تبیین شده و جایگاه زمان به عنوان یک وجود ضعیف و شأنی از شئونات وجود مطلق مشخص میگردد. این جلسه با اثبات اینکه زمان نه تنها وصف ذاتی حق نیست، بلکه خود معلول و مرتبهای از مراتب نزول وجود است، به نتیجه میرسد که هرگونه تغیر و حدوث زمانی از ساحت ذات اقدس الهی به دور است. در پایان، با اشاره به آیات خلقت، نحوه ارتباط مراتب وجود با این حقیقت مطلق بررسی میشود.
نقد و بررسی وجوب ذاتی در فلسفه اسلامی
2کیفیت وجود طبایع کلیۀ متواطی
طبایع کلیۀ متواطی وجودشان به وجود افراد و نفیشان به انتفاء جمیع افراد است. از این نظر یک جنبۀ سعهای دارند که همۀ افراد را به ماهیات مختلف دربر دارند. منبابمثال ماهیت انسان ماهیت متواطی است یعنی به همۀ افراد به یک نحوه صادق است؛ بر زید، عمرو، بکر و اینها همه به یک نحوه صادق است و همۀ افراد جزئی را با ماهیات مختلفه که مخصوص جزئیت آنها هست ـ نه از حیث نوعیت ـ [دربر میگیرد]، از حیث نوعیت که همه واحد هستند اما از حیث صورت هرکدام از اینها اختلاف دارند. آن طبیعت نوعیه همۀ اینها را دربر دارد و یک عام شمولی نسبت به همۀ افراد است. حالا باید ببینیم که آیا این وجود مطلق که وجوب ذاتی برای ذات حضرت حق است نسبت به سایر خصوصیات و ماهیات چه حیثیتی دارد؟! آیا نسبت به بقیه مانند عام شمولی است؟! در آنجا که ماهیتی معنا ندارد و نوعیت در آنجا میگنجد. آن وجود مطلق خارج از تعریف است و قوام ماهیات به حدّ ذاتی و تعریف بر آنهاست و وجود عارض بر ماهیات میشود و خودش خارج از ماهیات است.
معنای شمول وجود مطلق
بنابراین این شمولی که در اینجا چه شمولی است؟ شمولی که در اینجا هست شمول سعهای است. یعنی این وجود مطلق بهنحوی است که جنبۀ سعهای دارد و بهواسطۀ آن جنبۀ سعهای عمومیت پیدا میکند و همۀ انحاء وجودات را در درون خود متمرکز میکند. این معنای شمول وجود مطلق است. بنابراین این وجود برای ذات اقدس حق وجوب ذاتی میشود و وقتی که این وجوب ذاتی شد نسبت به سایر وجودات مقیده از وجودات امکانیه که ازجملۀ آنها زمان است چه حکمی پیدا میکند؟ حکمش حکم وجود مطلق سعهای نسبت به او است. پس همانطوریکه سایر وجودات ممکنه شأنی از شئونات حضرت حق و این وجود است وجود زمانی هم شأنی از شئونات حضرت حق و شأنی از شئونات این وجود ذاتی خواهد بود. منبابمثال یک شأنش مبدعات است یک شأنش مکوّنات است یک شأنش طبیعیات است یک شأنش تجردات است یک شأنش هم وجود زمانی است که آن وجود زمانی شأنی از شئون این وجود است و کاری به آن وجود ذاتی حضرت حق ندارد.
