اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی شبهه وجوب وجود زمان

تحلیل نسبت میان عدم‌های زمانی و واجب‌الوجود بالذات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از شبهات مشهور فلسفی پیرامون ماهیت زمان و نسبت آن با واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر عدم سابق و لاحق بر زمان ممتنع است، آیا این به معنای واجب‌الوجود بودن زمان است؟ استاد با تبیین دقیق تفاوت میان واجب‌الوجود بالذات و ماهیت زمان، به نقد پاسخ‌های رایج حکما در این زمینه می‌پردازند. در ادامه، سیر استدلال‌ها به سمت تحلیل «عدم‌های مقید و اطلاقی» و چالش‌های ناشی از آن در اثبات نیاز یا بی‌نیازی زمان به علت سوق می‌یابد. در نهایت، ایشان با رد برخی تکلفات در پاسخ به این شبهه، بر لزوم تفکیک میان مفهوم عدم و ماهیت خارجی آن تأکید کرده و نشان می‌دهند که چگونه فرض وجود خارجی زمان با اوصاف مذکور، می‌تواند به نتایج نادرستی در باب واجب‌الوجود منجر شود.

بررسی شبهه وجوب وجود زمان

1
  • درس چهارصد و پنجاه و هفتم

  • بررسی اشکالِ وجوبِ وجودِ زمان

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • و هاهُنا شَکٌ مَشهورٌ.

  • استَصعَبوهُ و قَد سَهُلَ اندفاعهُ بِما حَقَّقناهُ مِن أنَّ الواجبَ بِالذاتِ ما یَجبُ لَهُ طَبیعةُ الوجود مُطلقاً و المُمتنعُ بِالذاتِ ما یَمتنعُ عَلیهِ طَبیعةُ الوجودِ کَذلک عَلَى الوجهِ الَّذی بَیَّناهُ و ذلکَ الشَّک هوَ أنَّ الزمانَ إذا امتنعَ عَلیهِ لِذاتهِ العَدمُ السّابقُ و اللاَّحق لَزمَ أن یَکونَ الزَّمانُ واجبَ الوجودِ لِذاتهِ تَعالى القَیّومُ الواجب‌ُ بِالذاتِ عَنِ التَّغیُّرِ عُلواً کَبیراً.1

  • صحبت در این بود که بنا بر رأی حکماء بعضی از اقسام وجود بر واجب بالذات تعلق نمی‌گیرد همان‌طوری‌که بعضی از انحاء خود وجود بر بعضی از انحاء دیگر هم حمل نمی‌شود که مرحوم آخوند نسبت به این مسئله جواب دادند و جواب خوبی هم دادند و عرض شد که حقیقت مسئله بنا بر آنچه که به رأی فاطر ما می‌رسد إن‌شاءالله در آخر بحث عرض می‌شود.

  • به‌دنبال این مطلب که مسئلۀ واجب الوجود بالذات اقتضاء می‌کند که بعضی از انحاء عدم بر آن ممتنع باشد، اینکه ما بعضی از افراد وجود دیگر را هم می‌بینیم که آنها هم طبعاً باید حکم به وجوب وجود بر آن بار بشود و او مسئلۀ وجود زمانی است البته این مسئله متفرع بر این است که ما زمان را یک امر وجودی و خارج از موضوع برای آن متعلقش بدانیم اما چنانچه زمان یک امر اعتباری باشد بنابراین آن جهت اعتباری بودنش او را از حیثیت وجودی خارج می‌کند و دیگر این اشکالاتی که هست بر این مطلب مترتب نمی‌شود.

  • منظور از واجب بالذات

  • آن شبهه‌ای که در اینجا هست این است که ما گفتیم که واجب بالذات آن واجبی است که بعضی از انحاء عدم بر او ممتنع باشد و نسبت به زمان، وجود عدمِ مسبوقِ به وجود چه عدم سابق و چه عدم لاحق این‌هم برای زمان مستحیل و ممتنع است یعنی زمان، وجودی باشد که ماقبل او عدم سابق بر اوست یا بعد از آن وجود، عدم لاحق بر اوست. این ممتنع است و دلیلش را هم قبلاً عرض کردیم که همان تسلسل است که موجب می‌شود قائل به زمانِ قبل از تحقق وجود زمانی بشویم. وقتی که زمان از یک نقطۀ شروع می‌شود و به یک نقطۀ ختم می‌شود، از آن جایی که زمان غیر قارّ الذات است پس باید برای قبل از شروع او هم یک زمانی تصور کرد چون فرض بر این است که این زمان غیر قارّ الذات است. در قارّ الذات، کمّ قارّ الذات مسبوق به عدم باشد ایراد ندارد. الآن این کمّ، قارّ الذات است و نقطۀ شروع کمّ اینجا و نقطۀ اختتامش اینجا است پس قبل از این نقطه، عدمِ کمیّت است و بعد از این نقطه هم آن عدم لاحق بر این است و این اشکالی لازم نمی‌آید که یک کمّ متصل و قارّ الذات عارض بر یک سطح تعلیمی در اعیان خارجی بشود ولی صحبت در آن کمّ غیر قارّ الذات است که ذاتی او غیر قرار است و ثبوت نیست. وقتی ذاتی یک شیء ثبوت نیست چطور ممکن است مسبوق به عدم باشد؟! بنابراین اگر مسبوق به عدم باشد از آن جایی که بدو شروع این وجود هم غیر قارّ الذات است و نمی‌شود که از اول شروعش قارّ باشد و بعد غیر قرار بر او عارض بشود اگر آن نقطۀ اول را که نقطۀ حرکت زمان است را قارّ الذات بگیریم بنابراین با آن ماهیت زمان در اینجا دو ماهیت متعارض خواهد بود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 380 و 381.