اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی شبهه وجوب وجود زمان

تحلیل نسبت میان عدم‌های زمانی و واجب‌الوجود بالذات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از شبهات مشهور فلسفی پیرامون ماهیت زمان و نسبت آن با واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر عدم سابق و لاحق بر زمان ممتنع است، آیا این به معنای واجب‌الوجود بودن زمان است؟ استاد با تبیین دقیق تفاوت میان واجب‌الوجود بالذات و ماهیت زمان، به نقد پاسخ‌های رایج حکما در این زمینه می‌پردازند. در ادامه، سیر استدلال‌ها به سمت تحلیل «عدم‌های مقید و اطلاقی» و چالش‌های ناشی از آن در اثبات نیاز یا بی‌نیازی زمان به علت سوق می‌یابد. در نهایت، ایشان با رد برخی تکلفات در پاسخ به این شبهه، بر لزوم تفکیک میان مفهوم عدم و ماهیت خارجی آن تأکید کرده و نشان می‌دهند که چگونه فرض وجود خارجی زمان با اوصاف مذکور، می‌تواند به نتایج نادرستی در باب واجب‌الوجود منجر شود.

بررسی شبهه وجوب وجود زمان

3
  • امتناعِ امکانِ ذاتی بر ذات واجب الوجود

  • این جوابی که اینها داده‌اند مورد اعتراض است. زیرا اینها که گفتند: همۀ انحاء عدم بر ذات واجب الوجود محال است، اشکال از دو جهت پیدا می‌شود؛ یکی اشکال بر ناحیۀ واجب الوجود و یکی اشکال نسبت به خود جنبۀ زمانی در اینجا پیدا می‌شود. اشکالی که تعلق به ناحیۀ واجب الوجود می‌گیرد این است که آیا امکان ذاتی بر ذات واجب الوجود ممتنع است یا مجاز است؟ ممتنع است. واجبُ الوجود لَیسَ بِممکنٍ بِالذات امکان ذاتی بر آن حمل نمی‌شود. پس عدمِ امکان ذاتی طبعاً بر واجب الوجود بالوجوب حمل می‌شود درحالی‌که شما گفتید: جمیع انحاء عدم به واجب الوجود حمل نمی‌شوند اما ما در اینجا یک عدمی پیدا کردیم که به واجب الوجود حمل می‌شود و آن عدم امکان ذاتی نسبت به ذات واجب است چون امکان ذاتی نسبت به آن مستحیل و ممتنع است و وقتی آن ممتنع بود نقیض او که عدم امکان ذاتی است طبعاً بر واجب الوجود حمل می‌شود. اینکه شما گفتید: همۀ انحاء عدم [به واجب الوجود حمل نمی‌شوند]، در اینجا این اشکال به ناحیۀ واجب الوجود وارد می‌شود. نه، همۀ انحاء عدم بر ذات واجب الوجود ممتنع نیست بعضی از انحاء عدم اصلاً برای واجب الوجود لازم است نه‌اینکه مستحیل است. این اشکال از آن ناحیۀ [واجب الوجود بود].

  • از ناحیۀ خود این زمان اشکالی که وارد می‌شود این است که آن وجودی که برای زمان است چون ما برای زمان یک وجودی بالنسبة به سابق و لاحق قائل هستیم یعنی وجودی که این وجود در مقابل آن عدمِ سابق هست و گفتیم که عدم سابقِ بر وجود بالنسبة به زمان مستحیل است. پس وجودی که در مقابل آن هست اقتضاء می‌کند که برای زمان واجب باشد و هم‌چنین آن عدمی که بعد از وجود هست لازمۀ آن عدم برای زمان این است که مستحیل باشد. بنابراین وجودی که در مقابل این است برای آن زمان ثابت می‌شود و لازمه‌اش امتداد زمانی است. چطور شما این اشکال را جواب می‌دهید؟!