اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل نسبت میان وجود و عدم در فلسفه اسلامی

بررسی امتناع اتصاف واجب الوجود به انحاء عدم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مباحث دقیق فلسفی پیرامون امتناع اتصاف واجب‌الوجود به انحاء عدم می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال مرحوم آخوند در مورد تفاوت میان انحاء عدم آغاز می‌شود و به این پرسش می‌رسد که آیا عدم، به دلیل بساطت و فقدان امتیاز، می‌تواند متصف به امتناع شود یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت زمان و مکان، تبیین می‌کنند که چگونه زمان و مکان به عنوان اموری اعتباری، وابسته به تحقق ماده هستند و نباید آن‌ها را وجوداتی مستقل در کنار سایر موجودات پنداشت. این جلسه با واکاوی تفاوت‌های بنیادین میان وجودات که دارای مراتب و آثار متفاوت هستند و اعدام که در حقیقتِ نیستی یکسان‌اند، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که چگونه در مقام اتصاف، نقش مضاف‌الیه در تعیین نوع عدم اهمیت می‌یابد.

تحلیل نسبت میان وجود و عدم در فلسفه اسلامی

5
  • تلمیذ: برای خلق مکان باید یک نقطه باشد تا مکان خلق بشود یا دو نقطه؟

  • استاد: نه. همین یک نقطه و صرف یک نقطه کفایت می‌کند چون همین‌که شما یک نقطه از مکان را خلق کردید این نقطه ابتدا و انتها دارد یا ندارد؟ شما الآن یک ضبط صوت خلق می‌کنید و در عالم هیچ چیزی نیست.

  • تلمیذ: جسمش؟!

  • استاد: بله، حالا خلق شد یا نه؟! خب این ابتدا و انتها دارد یا ندارد؟!

  • تلمیذ: دو نقطه است.

  • استاد: احسنت! وقتی دو نقطه شد این‌طرف بعد از نقطه چیست؟!

  • تلمیذ: نه یک جسم مادی...

  • استاد: نه دیگر شما اصلاً جسم خارجی را یک مولکول [درنظر] بگیرید. یک مولکول را هم نصف کنیم یک اپسیلون می‌شود و آن اپسیلون را هم نصف کنیم هرچه باشد بالأخره یک ذره می‌شود؛ ذره دو نقطه دارد یا یک نقطه؟! همان می‌شود دو نقطۀ تصوری، این مکان می‌شود. بنابراین اصلاً این مسئله به‌طورکلی عوض می‌شود و اشکالی که در اینجا مرحوم آخوند می‌خواهند به این افراد وارد کنند آن اشکال دیگر از اصل منتفی می‌شود چون ایشان می‌خواهند اشکال را به زمان وارد کنند. حالا ما فرض و بنا را بر این می‌گذاریم.

  • وجودات عبارت از مابه‌الاِمتیاز در عالم مفاهیم

  • در مسئله و بحث قبلی صحبت در این بود که متشکل گفت: ما در امکانیات هم می‌بینیم؛ ما در امکانیات هم می‌بینیم که بعضی انحاء عدم بر آن امکانیات امتناع دارد. حالا یک مطلب اضافی در اینجا ذکر می‌کنند والاّ به مطلب خیلی ارتباط ندارد. آنها یک تمثیلی ذکر کردند حالا ایشان به آن تمثیل دارند ایراد می‌گیرند و چندان به مسئله ربطی ندارد.

  • ایشان می‌فرمایند: عدم، عدم است. وقتی که عدم، عدم شد لا میزَ بینَ الأعدام شد چطور نسبت به بعضی از ممکنات بعضی از اقسام عدم صدق می‌کند اما بر بعضی از اقسام عدم صدق نمی‌کند؟! این مسئله محل بحث است ایشان می‌فرمایند: چون وقتی که عدم به‌عنوان عدم که به‌عنوان نفی وجود است بر یک مطلبی ممتنع باشد، دیگر بنابراین فرق گذاشتن بین یک عدم و عدم دیگر در اینجا معنا ندارد. چرا؟ چون آنچه که مابه‌الاِمتیاز در عالم مفاهیم است، عبارت از وجودات است. وجود است که باعث امتیاز است اما خود عدم به معنای نیستی است.