
تبیین کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات
وحدت وجود و نسبت میان حقیقت بسیط و موجودات محدود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات مقیده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج حکما در باب امتناع اتصاف واجب به وجودات محدود آغاز میشود و با تکیه بر مبانی عرفانی، این مسئله واکاوی میگردد که چگونه وجود بسیطالحقیقه، تمامی انحاء وجودات را در خود ذوب و افناء میکند. در این مسیر، با بهرهگیری از تمثیلات روشن، تفاوت میان «حدود ماهوی» که منشأ نقص و کثرت است و «حقیقت وجود» که واحد و بسیط است، تبیین میشود. استاد با تأکید بر اینکه وجودات امکانی منعزل از حقیقت واجب نیستند، به بررسی نسبت میان مراتب تشکیک و تشخص میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که واجب الوجود از حیث سنخ وجود، متصف به تمامی مراتب است، اما از حیث حدود و قصور، این اتصاف ممتنع است؛ چرا که واجب الوجود بالذات، واجب از جمیع جهات است.
تبیین کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات
6تلمیذ: صورت یعنى چه؟
استاد: صورت یعنى حد.
تمثیلی برای تصور جهات مجرد و حقایق مجردیه
استاد: خب لازمهاش همین است! ببینید من الآن یک چیزی به شما میگویم: من الآن دستم را آوردم و این ظرف را برداشتم خب این یک عمل واحد بود، صورت داشت یا نداشت؟ صورت آن چیست؟ شما اگر از این یک فیلم تهیه کنید ـ یک مثال سادهاى مىزنیم تااینکه این قضیه روشن بشود. اشکال ایشان اشکال خوبى است براى خاطر اینکه تصور جهات مجرد و حقایق مجردیه مشکل است منتها حالا من یک تمثیل به یک مثال ظاهر مىزنم ـ الآن دست من اینجاست هیچ حرکتى هم ندارد و ساکن است. من این دستم را حرکت مىدهم. قشنگ ببینید! حرکت دادم! این صورت دارد یا ندارد؟! صورت دارد! چشم شما دید. اگر یک فیلم بردارید کاملاً این را تشخیص مىدهد. من الآن این دست را برمىدارم و در اینجا مىآیم، این دست من یک انحنا پیدا کرد و یک نیم دایره پایین آمد و با این ظرف آب تماس گرفت و بعد این را برداشت و این ظرف آب را در کنار دهان من قرار داد. این حرکتى را که از اینجا پیدا شد و در اینجا آمد، این حرکت یک حرکت صورى و مادى مىشود. آیا در ذهن شما این حرکت تحقق پیدا کرد یا نه؟ صورت داشت یا نداشت؟! صورت ندارد! حالا آیا معدوم است یا موجود است؟
تلمیذ: موجود.
استاد: موجود است! پس چرا صورت ندارد؟
استاد: نه! حالا ما میگوییم که وجود ذهنی باشد! وجود ذهنی یک ... . نه! حالا ما به الله کاری نداریم! ما الآن به خودمان کار داریم.
علت صورت نداشتن وجود ذهنی
چرا در وجود ذهنى صورت ندارد؟ چون وجود ذهنى مجرد است! بنابراین استفادهاى که در اینجا مىکنیم که عین همین مسئله ـ تا آن صورت ذهنى در ذهن محقق نشود آیا دست من این حرکت را انجام مىدهد؟ نه! امکان ندارد بهاندازۀ یک میلى متر یا بهاندازۀ یک سانتىمتر این شىء خارجى از آن صورت ذهنى تخطى کند! چون اگر تخطى کند صورت ذهنى من اینطور است یعنى دست اینطورى رفت و داخل جیب آقاى دکتر رفت! بهخاطر اینکه آن چیزى که الآن در ذهن من هست این است که دست بیاید و آب را بردارد درحالیکه فعل خارجى دارد یَمشى علىٰ حیالِه! راه خودش را مىرود!
