
تبیین کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات
وحدت وجود و نسبت میان حقیقت بسیط و موجودات محدود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات مقیده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج حکما در باب امتناع اتصاف واجب به وجودات محدود آغاز میشود و با تکیه بر مبانی عرفانی، این مسئله واکاوی میگردد که چگونه وجود بسیطالحقیقه، تمامی انحاء وجودات را در خود ذوب و افناء میکند. در این مسیر، با بهرهگیری از تمثیلات روشن، تفاوت میان «حدود ماهوی» که منشأ نقص و کثرت است و «حقیقت وجود» که واحد و بسیط است، تبیین میشود. استاد با تأکید بر اینکه وجودات امکانی منعزل از حقیقت واجب نیستند، به بررسی نسبت میان مراتب تشکیک و تشخص میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که واجب الوجود از حیث سنخ وجود، متصف به تمامی مراتب است، اما از حیث حدود و قصور، این اتصاف ممتنع است؛ چرا که واجب الوجود بالذات، واجب از جمیع جهات است.
تبیین کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات
3إلاّ مِن جهةِ التَمامِ و النَقصِ ... و از نظر قوّه و ضعف؛ مرجع نقص و ضعف به عدم است نهاینکه مرجع آن به وجود است. وجود در اینجا بسیط و مفهوم واحد است، منتها چون این وجود داراى آن اشتداد نیست ـ یعنى ضعف به نیست مىخورد ـ لذا در آنجا شما شدت را کم مىبینید. وقتى که در یک جا آب تراکم دارد شما فشار آب را در آنجا زیاد مىبینید وقتى که یک جا آب تراکم دارد میبینید که آن فشارى که از آن لوله باید خارج بشود زیاد است اما اگر تراکم کم باشد و چند لیتر باشد مىبینید فشار کم است. کمى یا زیادى فشار آب بهخاطر این است که آب کم است! خود آب، آب است؛ یعنى آب عبارت از مولکولهاى اکسیژن و هیدروژن و از این چیزهایى که مىگویند، است! کمى و زیادى آن است که فشار را زیاد یا کم مىکند. منبابمثال ده کیلو آب را درنظر بگیرید، از آن بالا ده کیلو بر سرتان بخورد همانجا زمین مىخورید و کارتان ساخته است! اگر تگرگ وقتى از آسمان مىآید ـ این ثلجهاى منسجم گاهى اوقات یک کیلو و نیم مىآید ـ در سر شخصی بخورد روى زمین مىخوابد! راست میگویم! مگر در روزنامه ننوشته بود؟!
تلمیذ: ...
استاد: همدان از اینها نیامده است، همدان بزرگتر آن آمده است!! در همدان یک جایى بهنام برفجین1 مىگویند که وقتى چند متر برفها را کنده بودند آن زیر تازه حیواناتى جنبنده بودند! ما این را از قوموخویشهاى شما شنیدیم! چند متر زیر برف و یخ یک حیوانات و کرمهایى بودند، در آن سرما حالا چهکار مىکردند، نمیدانم والله! اگر همین یخ به این مقدار بهاندازۀ یک نخود بشود وقتى بر سر انسان بخورد فقط سر انسان درد مىگیرد چون آن زیاد است و آن کم است! اما نهاینکه آن یخى که آنجا است ماهیتاً با این نخود فرق مىکند این همان است!
- . در دامنۀ شمالی کوهستان الوند درۀ سرسبز و مصفای برفین (وفرجین) قرار گرفته است. نام این دره به دلیل آنکه همواره در زمستان پوشیده از برف است برفجین نام دارد. (محقق)
