اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان‌سنجی اتصاف واجب‌الوجود به وجودات خاص

بررسی نسبت میان ذات صمدی و محدودیت‌های وجودی ممکنات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون حقیقت واجب‌الوجود و نسبت آن با وجودات خاص می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ذات واجب‌الوجود می‌تواند به وجودات خاص و محدود که آمیخته با عدم‌های ذاتی هستند، متصف شود یا خیر. استاد با تبیین جایگاه تشکیک در وجود، توضیح می‌دهند که چگونه مراتب وجودی ممکنات، به دلیل محدودیت و نقص، با حقیقت صمدی و غنای ذاتی واجب تفاوت ماهوی دارند. در ادامه، با استناد به آرای حکما، این نکته تبیین می‌شود که امتناع اتصاف واجب به وجودات محدود، نه تنها با واجب‌الوجود بودن او منافاتی ندارد، بلکه لازمه‌ی حقیقتِ غنای ذاتی اوست. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از نسبت میان وجود و عدم در ممکنات و ممتنعات، به تبیین دقیق‌تر این قاعده می‌پردازد که هر ماهیتی، تنها پذیرای اوصاف لایق به ذات خویش است.

امکان‌سنجی اتصاف واجب‌الوجود به وجودات خاص

2
  • این کلامی است که قائلین به عدم اتصاف واجب بالذات این را مطرح کردند و مثال‌هایی هم برای این مطلب آورده‌اند و گفته‌اند که چطور اینکه نمی‌توانیم بعضی از انحاء وجودات را بر بعضی انحاء دیگر حمل کنیم مثلاً نمی‌توانیم وجود واجب بالذات وجودات ممکنات را بر وجودات ممکنات حمل کنیم. وجودات ممکنات وجود معلولی و ممکن هستند ولی واجب بالذات وجودش فرق می‌کند. پس بااینکه هردو دو نحوه از وجود است و هردو در مفاهیم وجودی اشتراک دارند ولی این بااینکه یکی از این دو مفهوم یا دو مصداق را بتوانیم حمل بر مصداق دیگر بکنیم، منافات ندارد. همین‌طور نمی‌توانیم بعضی از اعدام را حمل بر ممکنات کنیم بااینکه این ممکن است ولکن امکان آن دلیل بر این نیست که بتوانیم هر عدمی را حمل کنیم مثلاً عدم وجود معلول با وجود علت، خودش عدم است اما شما می‌توانید ممکنات را متصف به این عدم بکنید؟! نه‌خیر! چون با وجود علت، وجود معلول برای ممکنات ثابت است بنابراین عدم بر آنها حمل نمی‌شود چون عدم عدم خاصه است گرچه عدم عام بر ممکنات حمل می‌شود مانند ‌اینکه وجود عام و وجود مطلق بر ممکنات حمل می‌شود ولی نسبت به عدم خاص باید ملاحظه بشود که آیا ماهیت ممکن تأبّی از تقبل این اتصاف دارد یا ندارد؟ اگر تأبّی نداشت متصف به عدم می‌شود و اگر تأبّی داشت متصف نمی‌شود و همین‌طور ذات واجب به همین کیفیت است. ایشان در اینجا مثال‌هایی را می‌زنند که می‌خواهند با آنها این مطلب را اثبات کنند گرچه مسئله جای اشکال هست و مرحوم آخوند در درس بعد نسبت به نقاط ضعف این تذکر می‌دهند.

  • بیان مثال برای عدم امکان اتصاف واجب بالذات به وجود خاص

  • المَشهورُ مِن أقوالِ الحُکماءِ أن بَعضَ أنحاءِ الوجودِ بِخصوصِهِ مِما یَمتنعُ بِالنَّظرِ إلىٰ الحقیقةِ الواجبیةِ و ذلکَ مِمّا لا ینافی کونُه واجبُ الوجودِ بِالذاتِ کَما أنَّ امتناعَ نحوَ مِن الوجودِ للممکنِ لا یُخرجُه عَن حدِّ الإمکانِ الذاتی و لا یُنافیه بَل یُؤَکدُّه و یُقرِر إمکانَه.