
تحلیل منطقی امکان عام و امکان خاص
بررسی قواعد نقیض و رفع شبهات در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفاهیم «امکان عام» و «امکان خاص» و نسبت میان آنها در قضایای منطقی میپردازد. بحث با بررسی اشکالات وارد شده بر قواعد منطقی در مواجهه با نقیضین و اعم و اخص بودن مفاهیم آغاز میشود. استاد با تحلیل دقیق ساختار قیاس و جایگاه حد وسط، نشان میدهد که چگونه خلط میان مفاهیم نفی مطلق و نفی معدوله در قضایا، منجر به نتایج نادرست و تناقضات ظاهری میشود. در ادامه، ضمن نقد رویکردهای منطق جدید که به دنبال اثبات ارتفاع نقیضین هستند، بر ضرورت دقت در تحلیلهای ذهنی و فلسفی تأکید میگردد. این جلسه با هدف تبیین دقیق قواعد عکس نقیض و رفع شبهات پیرامون آن، راهکاری برای فهم عمیقتر مسائل فلسفی و منطقی ارائه میدهد که مانع از انحرافات فکری در مواجهه با استدلالهای پیچیده میشود.
تحلیل منطقی امکان عام و امکان خاص
3ولی یک وقتی میگویم: لا رَجُل فی الدّارِ غیر مرد در خانه هست. معنای این در اینجا چیست؟ إمّا مَرأة و غیر مَرأة مِن أنواعِ الحیوانات. ـ البته منظور مقایسه که نیست. یعنی منظور این است که لا رجل حالا او در خانه نیست!! همۀ رفقا مثل اینکه یک چیزیشان میشود!! مثال هم نمیتوانیم بزنیم!!
بنابراین معنای لا رَجُلَ فی الدّارِ معنای نفی است. حالا اگر شما این لا رَجُلَ را سلب کردید، لَیسَ لا رَجُلَ فی الدّارِ نیست اینطور که لا رجلْ در خانه باشد مرد در خانه نباشد، اینطور نیست که لا رَجُل فی الدّارِ باشد. وقتی شما میگویید: اینطور نیست که لا رَجُل فی الدّارِ باشد معنایش یک نفی مطلق است. اینطور نیست که لا رجلْ در خانه باشد یعنی رجلْ در خانه باشد؟ [منظور] این است؟ یااینکه بهطورکلی در اینجا داریم «لیسَ» را به لا رجل میزنیم. اینطور نیست که لا رجل در خانه باشد خب شاید هیچ چیز نباشد. یعنی ما به لا رجلْ که معدوله است نفی را روی آن بردیم. یک وقتی میگوییم: لا رَجُل فی الدّارِ، این معنا معنای ثبوتی دارد. یک وقتی میگوییم: لا رَجُل لَیسَ فی الدّارِ آن که لا رجل است در خانه نیست، این معنا معنای نفی است یعنی هیچ چیز در خانه نیست. آنوقت این «لَیسَ» را اگر شما به «لا» بزنید و خود «لا» نفی باشد، «لَیسَ» که به نفی میخورد در اینجا معنای اثبات همان رجل را میدهد؛ یعنی لَیسَ بِلا رَجُل فی الدّارِ؛ عدم رجل در خانه نیست یعنی رجل در خانه هست. اما اگر «لا» را معنای معدوله گرفتید معنایِ نفی مطلق میشود.
مستشکل در اینجا آمده هردو «لا» را به معنای نفی گرفته و بعد اثبات امکان خاص کرده درحالیکه وقتی که ما ممکن را نقیض میکنیم نقیض ممکن خاص، لَیسَ بِمُمکنٍ خاص میشود. لَیسَ بِمُمکنٍ خاص یعنی آن ... واجب الوجود یا ممتنع الوجود. «لَیسَ» که اول آن بیاید بعد سلب میشود و معنایش این است که واجب الوجود و ممتنع الوجود اینها ممکن خاص نیستند. لَیسَ بِمُمکنٍ خاص یعنی کُلُّ ما هوَ لَیسَ بِمُمکنِ عام فَهوَ لَیسَ بِلا مُمکنِ خاص. هر چیزی که ممکن عام نباشد که معنای آن منظور معنای نفی مطلق است، لا ممکن خاص هم نیست یعنی همان معنای نفی دوباره در اینجا تکرار میشود و وقتی معنای نفی در اینجا تکرار شد بنابراین دیگر در اینجا نمیتوانید یک قضیۀ دیگر بیاورید و کُلُّ ما لَیسَ بِمُمکنٍ خاص فَهوَ مُمکنٌ عام؛ هر چیزی که ممکن خاص نباشد، ممکن عام نیست که بگویید: آن که لَیسَ بِمُمکنٍ خاص است منظور واجب الوجود است و آن که واجب الوجود یا ممتنع الوجود است فَهوَ مُمکنُ العام.
