
تفاوت موضوعی قضایای سالبه و موجبه
بررسی جایگاه مفاهیم و اعیان در مبادی عالیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان موضوع قضایای سالبه و موجبه میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا با وجود تفاوتهای ظاهری در اعمیّت موضوع قضایای سالبه، در حقیقت و واقعیتِ هستیشناختی تفاوتی میان این دو قضیه وجود دارد یا خیر. ایشان با تکیه بر مبانی فلسفی و با نقد دیدگاههای موجود، توضیح میدهند که چگونه تمامی مفاهیم و اعیان ثابته در مبادی عالیه دارای صورت علمی و وجودی هستند. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه علم حضوری و حصولی، به این نتیجه میرسند که حتی مفاهیم ذهنی و اعتباری نیز ریشه در حقایق عالیه دارند و از این منظر، تفاوتی میان موضوع قضایای موجبه و سالبه در عالم واقع نیست. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان ذهن، خارج و حقایقِ ثابت در عوالم بالاتر را در ساختار قضایای منطقی بهتر درک کند.
تفاوت موضوعی قضایای سالبه و موجبه
1درس چهارصد و چهل و یکم
اختلاف موضوع قضایای سالبه و قضایای موجبه با همدیگر (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تذکرةٌ:
فالموجبةُ بِحَسَبِ الموضوعِ أخصُّ مِن السّالبةِ معَ مساواتِهِما الاتفاقیةِ لِتَحَقُّقِ جَمیعِ المفهوماتِ و الأعیانِ الثابتةِ فی المبادی العالیةِ.1
بهدنبال مطالب گذشته مرحوم آخوند میفرمایند که قضایای سالبه و قضایای موجبه از نقطهنظر موضوع با همدیگر اختلاف دارند و سابقاً نسبت به این قضیه صحبت شد. گرچه از نقطهنظر وجود خارجی بین افراد قضایای موجبه و افراد قضایای سالبه تفاوتی نیست و اعمیّتی که راجع به موضوع قضایای سالبه میگویند، آن اعمیّت به وجود ذهنی موضوع قضایای سالبه برمیگردد والاّ همانطوریکه موضوع قضیۀ سالبۀ ما ممکن است وجود خارجی داشته باشد و فقط محمول از آن سلب بشود و ممکن است وجود خارجی نداشته باشد و محمول از آن سلب بشود که سالبۀ به انتفاء موضوع گفته شود، همینطور در قضیۀ موجبۀ ما ممکن است موضوعش وجود خارجی داشته باشد مانند: زیدٌ کاتبٌ و یا ممکن است قضیۀ موجبۀ ما موضوعش وجود خارجی نداشته باشد مانند شریکُ الباری ممتنعُ الوجود.
بنابراین اعمیّتی که راجع به موضوع قضایای سالبه میگویند برگشتش به نفی موضوع خارجی بهعنوان أنَّه فی الخارج است که برگشت این مسئله به اثبات نحو وجودٌمائی برای موضوع قضیۀ سالبه در ذهن است؛ یعنی متکلم در مقام بیان گاهی موضوع قضیه را منفیاً و معدوماً لحاظ میکند و بعد محمولی را بر آن حمل میکند یا محمولی را از آن سلب میکند و این لحاظ که حیثیت اعتباری است نه حیثیت خارجی، در قضایای موجبه وجود ندارد حتی در مورد شریکالباری وقتی میگوییم: شریکُ الباری ممتنعٌ گرچه شریکالباری وجود خارجی ندارد ولی متکلم این عدم را لحاظ نمیکند پس چرا ممتنعٌ برایش میآورد؟! از اول گفته: شریکالباری نیست پس شریکالباری را خالی از وجود و عدم لحاظ میکند و بعد حکم امتناع بر او بار میکند. خب این مطالبی است که تابهحال مرحوم آخوند نسبت به این مطالب یک بسط وسیعی را برای اثبات این مسئله فرمودهاند و اعمیّت را به حیثیت اعتباریه که وجود ذهنی است برگرداندهاند و دفع اشکالی که به این قضیه وارد میشود را ایشان به این کیفیت فرمودهاند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 372 و 373.
