اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل منطقی حمل محمول بر معدوم

بررسی نسبت میان وجود ذهنی و صدق قضایای حملیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه منطقی «معدوم» در قضایای حملیه می‌پردازند. بحث با این پرسش بنیادین آغاز می‌شود که آیا می‌توان بر امر معدوم، محمولی حمل کرد یا خیر. ایشان با تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی»، توضیح می‌دهند که معدوم از حیث عدم، هیچ بهره‌ای از وجود ندارد و نمی‌تواند موضوع واقع شود، اما به محض آنکه در ذهن به عنوان یک «وجود ذهنی» مطرح گردد، امکان حمل محمول بر آن فراهم می‌شود. در ادامه، این قاعده در تحلیل قضایای سالبه و موجبه به کار گرفته شده و تفاوت اعتبار متکلم در نفی و اثبات بررسی می‌شود. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاه مشهور درباره اعمیّت موضوع سالبه نسبت به موجبه، تبیین می‌کنند که چگونه وجود ذهنیِ موضوعاتِ معدوم، مانع از تحقق تناقض در قضایای منطقی نمی‌شود و این اعتبار ذهنی، تفاوتی در واقعیتِ خارجیِ تناقض ایجاد نمی‌کند.

تحلیل منطقی حمل محمول بر معدوم

2
  • بَل إثباتُ شی‌ءٍ ممّا یُغایرُه علیه مِن تلکَ الجهةِ.

  • بلکه به‌طورکلی اثبات هر چیز از چیزهایی که مغایر با سلب است، از همان جهت است؛ یعنی از جهت وجودٌمائی بودن اثبات می‌کنیم آن اموری را که مغایر با اوست از نظر اینکه در ذهن وجودٌمائی دارد اما اگر بخواهیم از نظر صرف عدمیت آن حمل کنیم و اینکه اصلاً هیچ وجودی در خارج ندارد حتی شما برای شریک‌‌الباری هم نمی‌توانید هیچ محمولی را بیاورید چون شریک‌الباری اصلاً چیزی نیست تااینکه بخواهید برای آن چیزی بیاورید! شریک‌الباری که در خارج معدوم است! برای امر عدمی که نمی‌توانید چیزی را بیاورید!

  • عدم تعلق علم به امر معدوم

  • گاهی اوقات در مسائل مربوط به ثوابت و اینها می‌گویند که آن چیزهایی که در عالم ثابتات؛ در عالم برزخ و اینها وجود دارد امور ثابته هستند حالا سواء اینکه علم انسان به آنها تعلق می‌گیرد یا نمی‌گیرد. بعد می‌گویند که اگر اینها امر معدوم باشند خدا هم از امر معدوم خبر ندارد! چیزی که معدوم است آیا ممکن است خود خدا از آن اطلاع داشته باشد؟! چیزی که معدوم است یعنی عدم، اصلاً عدم چیزی نیست! بندۀ خدا که هیچ، خدا هم نمی‌تواند نسبت به امری که عدم است اطلاع داشته باشد! خودتان می‌گویید که عدم؛ نیستی! أمرٌ عدمیٌ؛ هر چیزی که عدم بر آن حاکم است و هیچ شائبه‌ای از وجود ندارد، چطور ممکن است علم به آن تعلق بگیرد؟!

  • تعارض نفس مفهوم عدم با مفهوم علم

  • پس نفس مفهوم عدم با مفهوم علم در تعارض هستند. اگر علم بخواهد به چیزی تعلق بگیرد باید موجود باشد ولو اینکه شما بگویید که صورت نوعیۀ آن باشد، خب باشد! همان صورت نوعیه موجودٌ می‌شود! اما اگر خود صورت نوعیۀ آن هم معدوم باشد دیگر علم می‌خواهد به چه تعلق بگیرد؟! هیچ چیز! پس خدا هم عاجز است! خدا هم نمی‌تواند نسبت به این علم داشته باشد!

  • عدم امکان حمل بر شیء عدم، به حمل اوّلی ذاتی