اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

بررسی تفاوت‌های دقیق میان قضایای موجبه و سالبه در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این مسئله است که آیا برای صدق قضایای موجبه و سالبه، وجود موضوع در خارج شرط است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که در قضایای موجبه، وجود خارجی موضوع شرط نیست و حتی در قضایایی که موضوع آن‌ها در خارج معدوم است، ذهن با ایجاد یک وجود ذهنی، امکان حمل را فراهم می‌کند. در ادامه، تفاوت ظریف میان قضایای سالبه به انتفاء موضوع و قضایای موجبه تبیین می‌شود؛ به‌طوری‌که در سالبه، عقل از ابتدا حیثیت عدم خارجی را لحاظ می‌کند، اما در موجبه، موضوع بدون لحاظ عدم خارجی، در ذهن حاضر شده و محمول بر آن بار می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در هر قضیه‌ای، وجود ذهنی موضوع برای تحقق حکم ضروری است.

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

1
  • درس چهارصد و سی و نهم

  • کیفیت تحقق وجود ذهنی در حملیات

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • فصل (10).

  • فی أنَّ الحُکمَ السَّلبی لا یَنفکُّ عَن نَحوٍ مِن وجودِ طَرفیه.‌1

  • مرحوم آخوند در این بحث راجع به کیفیت تحقق وجود ذهنی در حملیات و تحقق موضوع در ذهن [صحبت می‌کنند] و بحثشان را روی این مسئله قرار می‌دهند. چون در بحث گذشته صحبت در این بود که در قضایای سلبیه حمل وجود ندارد بلکه سلب حمل وجود دارد پس سلبِ ربط هست نه‌اینکه اثبات سلب برای موضوع است. با تفاصیلی که در آنجا عرض شد و تقسیمی که ایشان بر اثبات سلب حکم و حمل سلب کردند یااینکه سلب حمل در قضایای موجبۀ سالبة المحمول یا سالبۀ سالبة المحمول یا سالبة الموضوع، ایشان در این بحث می‌خواهند بفرمایند که در قضیۀ ما چه سالبه باشد چه موجبه باشد نیازی به وجود موضوع در همۀ اینها هست.

  • لِقائلٍ أن یَقول که در قضیۀ موجبه قبول داریم که باید موضوع وجود داشته باشد اما در قضیۀ سالبه که شما خودتان گفتید: سلب حمل است پس چطور در اینجا ما نیاز به وجود موضوع داریم؟! در واقع ما در قضیۀ سالبه بین محمول و موضوع را منقطع می‌کنیم و دیگر کاری به موضوع نداریم. ایشان می‌فرمایند که منظور ما در اینجا این است که یک وجودٌمائی و یک نحوه وجودی در قضیۀ سالبۀ ما لازم است. حالا آن وجودش چه وجود خارجی باشد چه وجود ذهنی باشد تفاوتی در این مسئله ندارد. یعنی ما در قضیۀ موجبه وقتی می‌گوییم: زیدٌ قائمٌ طبعاً باید این زید در خارج وجود داشته باشد اگر قضیه بخواهد صادقه باشد و قیام هم باید در خارج وجود عینی داشته باشد ولی در قضیۀ زیدٌ لَیسَ بِقائمٍ آن عدم قیام را حمل بر زید می‌کنیم.

  • این حمل عدم قیام بر زید و سلب قیام از زید در قضیۀ سالبۀ ما به دو نحوه ممکن است تحقق پیدا کند؛ یکی اینکه موضوع در خارج هست ولی قیام نیست، خب در اینجا قضیه به‌عنوان سالبة المحمول می‌شود. دوم اینکه موضوع در خارج نیست طبعاً به تبع او قیام هم نیست. خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتد که ما در قضیۀ سالبه نظر بر عدم موضوع داریم. صحبت در این است که زید این کار را انجام داده است. من می‌گویم که زید نیست تااینکه این کار را انجام داده یا نداده. اصلاً زیدی وجود ندارد لَیسَ زیدٌ بِقائمٍ زیدی که قائم است، نیست حالا سواءٌ کانَ قائِماً أو سِواءٌ کانَ قاعداً اصلاً زیدی نیست تااینکه بخواهد قائم یا قاعد یا جالس باشد. سالبه در اینجا به‌عنوان سالبه به انتفاء موضوع هست یعنی در اینجا نظر روی ارتباط بین محمول و موضوع به‌عنوان أنَّ الموضوعَ مُنتفٍ فی الخارِج رفته است و با این عنوان الآن راجع به این قضیه صحبت می‌کنیم. چون موضوع در خارج منتفی است ما محمول را از او سلب می‌کنیم یعنی مثلاً گاهی اوقات برای تأکید یا برای دواعی دیگر یک هم‌چنین مسئله‌ای گفته می‌شود. نه‌اینکه موضوع در خارج هست اما محمول بر او حمل نمی‌شود، قصد ما این نیست.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 370.