اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

بررسی تفاوت‌های دقیق میان قضایای موجبه و سالبه در فلسفه

14٬017
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این مسئله است که آیا برای صدق قضایای موجبه و سالبه، وجود موضوع در خارج شرط است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که در قضایای موجبه، وجود خارجی موضوع شرط نیست و حتی در قضایایی که موضوع آن‌ها در خارج معدوم است، ذهن با ایجاد یک وجود ذهنی، امکان حمل را فراهم می‌کند. در ادامه، تفاوت ظریف میان قضایای سالبه به انتفاء موضوع و قضایای موجبه تبیین می‌شود؛ به‌طوری‌که در سالبه، عقل از ابتدا حیثیت عدم خارجی را لحاظ می‌کند، اما در موجبه، موضوع بدون لحاظ عدم خارجی، در ذهن حاضر شده و محمول بر آن بار می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در هر قضیه‌ای، وجود ذهنی موضوع برای تحقق حکم ضروری است.

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این مسئله است که آیا برای صدق قضایای موجبه و سالبه، وجود موضوع در خارج شرط است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که در قضایای موجبه، وجود خارجی موضوع شرط نیست و حتی در قضایایی که موضوع آن‌ها در خارج معدوم است، ذهن با ایجاد یک وجود ذهنی، امکان حمل را فراهم می‌کند. در ادامه، تفاوت ظریف میان قضایای سالبه به انتفاء موضوع و قضایای موجبه تبیین می‌شود؛ به‌طوری‌که در سالبه، عقل از ابتدا حیثیت عدم خارجی را لحاظ می‌کند، اما در موجبه، موضوع بدون لحاظ عدم خارجی، در ذهن حاضر شده و محمول بر آن بار می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در هر قضیه‌ای، وجود ذهنی موضوع برای تحقق حکم ضروری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

6
  • و أمّا موضوعُها سِواءً کانَت موجبةً أو سالِبةً فَلا بُدَّ و أن یَکونَ لَهُ وجودٌ فی النَّفسِ لِاستِحالةِ الحُکمِ عَلىٰ ما لا یَکونُ کَذلکَ و أمّا فی الخارجِ فَکذلکَ إذا کانَ الحُکمُ بِالإیجابِ بِحسبِ ظَرفِ الخارجِ.

  • اما موضوع این قضایای حملیه چه در قضایای موجبه یا سالبه باید وجودی در نفس داشته باشد چون حکم محال است بر چیزی که در نفس وجود نداشته باشد. چیزی که در نفس وجود ندارد طبعاً انسان نمی‌تواند برای او محمول هم بیاورد و اما در خارج به همین کیفیت هست. درصورتی‌که قضایای ما ناظر به خارج است و حکم به ایجاب ما در قضیه ناظر به آن قضیۀ خارجی است.

  • لِاستدعاءِ الحُکمِ بِحسبِ أیِّ ظَرفٍ وجودَ الموضوعِ فیه لِأنَّ ثبوتَ شَی‌ءٍ لِشیءٍ فی أیِّ موطنٍ کانَ یَتفرَّعُ عَلىٰ ثُبوتهِ فی نَفسهِ اللهمَّ إلاّ إذا کانَ المَحمولُ فی مَعنَى السَّلبِ المُطلقِ نحو زیدٌ مَعدومٌ فی الخارجِ أو شریکُ الباری مُمتنعٌ فَإنَّهُ و إن نُسِبَ إلَى الخارجِ لٰکِنَّهُ نَفسُ السَّلبِ عَنِ الخارجِ فَکأنَّهُ قیلَ زیدٌ المُتصورُ فی الذِّهنِ لیس فی الخارجِ.

  • چون حکم به‌حسب هر ظرفی وجود موضوع را در آن ظرف استدعاء می‌کند. ثبوت شیء برای شیء در هر موطنی چه موطن خارج چه موطن نفس متفرع بر ثبوت آن موضوع است مگر اینکه محمول ما در معنای سلب مطلق باشد مانند زیدٌ مَعدومٌ فی الخارجِ که در اینجا زید وجود خارجی ندارد یا شَریکُ ‌الباری مُمتنعٌ بااینکه قضایا قضایای موجبه است اما درعین‌حال موضوعشان وجود خارجی ندارد بلکه فقط وجود ذهنی دارد. اگرچه نسبت به خارج داده شده ولی نفس سلب از خارج است [کأنَّ گفته می‌شود که زیدی که متصور است] این جناب زید در خارج نیست.

  • و إذا کانَ الحکمُ بِالسلبِ فی الخارجِ فَلا یَقتضی نَفسُ الحُکمِ وجودَ الموضوعِ فیهِ لجِوازِ سَلبِ المَعدوم و السلبِ عنِ المعدومِ.1

  • وقتی ما حکم به سلب در خارج می‌کنیم و می‌گوییم که در خارج چیزی نیست پس نفس حکم اقتضای وجود موضوع را در خارج نمی‌کند چون این قضیۀ حملیۀ ما در اینجا سلب ناظر به خارج هست و ما در اینجا می‌گوییم که در خارج موضوع وجود ندارد. بنابراین خود حکم اقتضای موجود را نمی‌کند چون شما هم می‌توانید معدوم را از یک موضوعی سلب کنید همین‌طور می‌توانید از یک امر معدومی سلب کنید؛ هم می‌توانید موضوع باشد و آن قیام را از او سلب کنید؛ قیامی که در خارج نیست و هم می‌توانید موضوعی را که نیست یا شریک‌الباری را که نیست شما چیزی را از او سلب کنید؛ وجود را از او سلب کنید؛ وجودی که در خارج نیست.

    1. . همان، ص 371.
/ 380