
ماهیت سلب و نسبت آن در قضایای منطقی
تحلیل دیدگاههای حکمی در باب سلب و نسبتهای سلبی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت سلب و جایگاه آن در قضایای منطقی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا سلب به عنوان یک امر عدمی، میتواند محمولی برای قضیه باشد یا نقشی در ایجاد ربط میان موضوع و محمول ایفا کند. استاد با نقد دیدگاههای موجود در حکمت عامه، به بررسی تفاوت میان قضایای سالبه و موجبات پرداخته و دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند را در تفکیک میان انواع قضایای سالبه و معدوله به چالش میکشند. در ادامه، این نکته تبیین میشود که اگرچه سلب در خارج از نفس، امری عدمی و فاقد تعین است، اما در ساحت ذهن و نفس، به عنوان یک امر قابل احساس، مورد حکایت واقع میشود. این جلسه با هدف تبیین دقیق طریق وصول به حق و کیفیت سیر الی الله، مباحث منطقی را از حاشیه به متنِ فهمِ حقیقتِ وجود بازمیگرداند تا مخاطب دریابد که چگونه سلب، نه به عنوان یک امر وجودی، بلکه به عنوان ابزاری برای رفع نسبت در قضایا عمل میکند.
ماهیت سلب و نسبت آن در قضایای منطقی
7اگر شما میگویید که نه، ما معنای عدم را احساس کردیم، همین معنا را میگوییم؛ ما میگوییم که در قضیه سالبة الموضوع یا سالبة المحمول متکلم احساس عدم را میخواهد ایجاد کند و میخواهد به مخاطب احساس عدم را القاء کند و همانطوریکه وجود قابل احساس است عدم هم قابل احساس است گرچه در خارج عدم لا عینٌ له و لا تعیّنٌ و لا تشخّصٌ، ولی در نفس که برای عدم تعیّن هست اگر تعین نباشد که ما خبر نمیدهیم! ما داریم از عدم خبر میدهیم و میگوییم که معدوم مطلق لا یُخبر عنه! شما احساس عدم کردید یا نکردید؟! اگر احساس عدم نکنید که خبر نمیدهید. پس این خبری که میدهید احساس عدم است ولی عدم در خارج نیست، ما این را قبول داریم. آنچه که در خارج هست وجود است و وجودات متشخص و متعین است. بنابراین با توجه این قضیه میتوانیم بگوییم که قول، قول حکمای متأخرین است.
تلمیذ: ...
استاد: نه آقا خوشی ما به این است که با شما باشیم! منظور، بودن است حالا یک صحبتی هم بشود یک درسی هم اسماً [باشد] و منظور این است که بیایم بنشینم والاّ خب رفقا الحمدلله مستغنی هستند و احتیاجی ندارند.
تلمیذ: یعنی نمیفهمیم دیگر؟
استاد: نه آقا کجای صحبت ما تلمیح، تلویح، اشاره، کنایه و تصریحی [به این بود؟!]
أللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
