اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت هلیات بسیطه و مرکبه در قضایای منطقی

تحلیل نسبت میان موضوع و محمول در قضایای ایجابی و سلبی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت مبنایی میان «هلیات بسیطه» و «هلیات مرکبه» در ساختار قضایای منطقی می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت قضیه سالبه آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که در قضایای سالبه، نسبتِ ایجابیِ موجود در قضیه موجبه، صرفاً برداشته می‌شود و ایجادِ یک «نسبت سلبی» مستقل، توهمی نادرست است. در ادامه، استاد با نقد خلط میان این دو نوع هلیه، توضیح می‌دهند که چرا در هلیات بسیطه، بحث از ثبوت ذات موضوع است، در حالی که در هلیات مرکبه، ثبوتِ صفتی برای موضوع مطرح می‌شود. این جلسه با تبیین این قاعده که «ثبوت شیء برای شیء، فرع بر ثبوت موضوع است»، به رفع اشکالات رایج در فهم قضایای وجودی و عدمی می‌پردازد و بر ضرورت تفکیک دقیق میان این دو حوزه برای دستیابی به فهم صحیح منطقی تأکید می‌کند.

تفاوت هلیات بسیطه و مرکبه در قضایای منطقی

1
  • درس چهارصد و سی و پنجم

  • بحث در رابطی نبودن عدم (4)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم1

  • فَقَد بانَ أنَّ السّالِبةَ توجِدُ لِمَحمولِها الحالَ الّتی لَهُ عِندَ الموضوعِ بِالنِّسبةِ الإیجابیةِ بِعینِها فَإنَّ مَحمولَهُ عِندَ الإیجابِ یَکونُ لَهُ استحقاقیةُ أحَدِ الأُمورِ المَذکورَةِ و إن لَم یَکُن أوجَبت.2

  • با توجه به مطالب قبل مرحوم آخوند در قضیۀ سالبه؛ فرمودند که در قضیۀ سالبه در هلیّات بسیطه مسئله به یک نحو است و در هلیّات مرکبه مسئله به یک نحو دیگر است. در هلیّات بسیطه مسئله به سلب ذات موضوع برمی‌گردد نه‌اینکه سلب وجود از موضوع که ما وجود را از موضوع سلب کنیم.

  • البته ایرادی که راجع به این مسئله بود را قبلاً خدمت رفقا عرض کردم دیگر حالا فقط با توجه به آن ایراد صحبت می‌کنیم و دیگر تکرار نمی‌کنیم، همۀ آن مطالب براساس همان مسائلی است که خود ایشان مطرح کردند. عرض شد اشکال در قضیه این است که در قضیه تمام بحث‌های ما فقط بحث ذهنی است و ما به بحث خارجی و به عین خارجی کاری نداریم. ذهن همان‌طوری‌که موضوع را تصور می‌کند همین‌طور در هلیّت بسیطه محمول را هم تصور می‌کند و بین آنها نسبت برقرار می‌کند یااینکه نسبت را سلب می‌کند. بنابراین بقاء موضوع در ذهن امر محرزی است و بعد وجودی که به این موضوع نسبت داده می‌شود امر دیگری است یااینکه موضوع در ذهن بقاء دارد و محمول را با تصور ذهن از آن موضوع سلب می‌کنیم، این در هلیّات بسیطه است و مرکبه هم به‌جای خودش است.

  • اما بنا بر آن مبنایی که ایشان می‌فرمایند و بعضی هم مثل مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ روی آن مبنا نظر دارند این است که در قضیۀ هلیّت بسیطه در قضیۀ موجبه فقط نفس ثبوت موضوع تصور می‌شود؛ یعنی تصور به نفس ثبوت موضوع می‌رود و تصدیق هم یک امر دیگری خارج از اختیار نفس است و داخل در عناصر و اجزاء قضایا نیست. آنچه که نفسِ عاقل آن را تصور می‌کند، فقط ثبوت موضوع است. در این لحاظ یا ثبوت موضوع در مقام شک به‌ حال خودش می‌ماند که ارتباطی به قضیه ندارد یا آن ثبوت موضوع منجّز می‌شود و تصدیق حاصل می‌شود که آن‌هم ارتباطی به قضیه ندارد. بنابراین آن مسئلۀ شک و مسئلۀ جزم که تصدیق است ارتباطی به اجزاء قضایا ندارد بلکه حالٌ نفسانیٌ و لا یَتعلقُ بِأجزاءِ عَناصر القَضیة. این نظر مرحوم آخوند در رسالۀ تصور و تصدیق و همین‌طور بیان ایشان در اینجا بود.

    1. . تلمیذ: با آقا سید مصطفی حج مشرف شده بودیم آن سال شما بعد از نیمه‌شب برای اعمال رفتید، اشکال ندارد؟
      استاد: نه دیگر نیمه‌شب اشکال ندارد چون تا نصف شب لازم است، از نیمه‌شب انسان بیرون برود منتها مشروط به اینکه در مسجدالحرام یا در منزل خودش به عبادت بگذراند ولی نباید بخوابد.
      تلمیذ: منا؟
      استاد: نه‌خیر تا طلوع شمس.
      تلمیذ: آن‌وقت منا باشد بهتر نیست؟
      استاد: منا بهتر است. بیتوتۀ منا بر عبادت در مسجدالحرام فضیلت دارد.
      تلمیذ: از غروب تا نیمه‌شب؟
      استاد: بله.
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 368.