اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

تأثیر دوری از فطرت و معارف قرآنی بر فقاهت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول می‌پردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافت‌های عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج می‌کند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار می‌دهند. در ادامه، این بحث به آسیب‌شناسی مهجوریت قرآن در حوزه‌های علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کم‌فایده کشیده می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام می‌شود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین می‌کند.

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

3
  • لا أنَّ هناک شَیئاً ... نه‌اینکه در مثلاً زیدٌ معدومٌ یا زیدٌ لیسَ بِموجودٍ یک شیئی هست که آن شیء عبارةٌ أخرای از انتفاع است. نه، این‌طور نیست اصلاً لیسَ شیءٌ. نه‌اینکه شیئی باشد که آن شیء عدم است زیرا عدم، شیء نمی باشد یا شیئی باشد که آن شیء رفع وجود یا سلب وجود باشد.

  • أو له شی‌ءٌ هو الانتفاءُ ... یا برای زید شیئی هست که عبارت از انتفاع است، که انتفاع کتابت باشد.

  • پس در اینجا هیچ‌کدام نیست، اصلاً لیسَ نسبتًا، لیسَ شیئاً، لیسَ صفتاً، لیسَ انتساباً و ارتباطاً است. فَلیسَ فیه شی‌ءٌ یَکونُ مُکیَّفاً .... پس در قضیۀ سالبۀ ما شیئی نیست که مکیّف به یکی از کیفیات ثلاث باشد؛ اصلاً شیئی نیست پس در واقع اصلاً کیفی نیست؛ هیچ کیفی در قضیۀ سالبۀ ما در اینجا راه ندارد بلکه رفع کیف و رفع نسبت است و کیف و نسبت به قضیۀ موجبه برمی‌گردد نه‌اینکه به قضیۀ سالبه برگردد.

  • لزوم خارج نشدن ذهن فقیه از جنبۀ عامیانه و فطرت اولیه

  • خب تعجب نکنید، گاهی اوقات به‌واسطۀ تراکم مطالب و فشار معلومات برای انسان چنین شبهاتی حاصل می‌شود. وقتی ذهن انسان از آن ساذجیت خود خارج شود، اختلاط مطالب موجب می‌شود که در عین اینکه دقت انسان زیاد می‌شود، از آن فطرت ابتدایی و سلامت خالصانه خارج شده و گاهی اوقات ممکن است یک چنین مسائل و اشتباهاتی را پیدا کند و این مسئلۀ بسیار مهمی است مخصوصاً برای فقیه در مواقع فتوا که یک وقت ذهن خود را از جنبۀ عامیانه و فطرت اولیه خارج نکند، به‌واسطۀ تراکم مطالب و مسائل و ازدحام مطالب پیچیدۀ اصولی و ظرافت‌ها و مبانی اصولی، به‌نحوی‌که ذهن از جنبۀ خالص بودن و صفای خود خارج شده و چنین شبهاتی برای او حاصل شود. مرحوم آخوند به یک چنین مسئله‌ای مبتلا شده بودند و به خلاف ایشان ما در مرحوم شیخ می‌بینیم که ایشان بهتر از مرحوم آخوند در این قسم از مسائل بوده‌اند. یا مرحوم آقا ضیاء در این قضیه بهتر از مرحوم نائینی بوده است، به‌نحوی‌که با وجود تراکم علوم و مسائل اجازه نداده‌اند که ذهن ایشان از جنبۀ بساطت و عقیدۀ اولیه‌ای که مدار فقه و مدار احکام بر آن اساس است خارج شود و این قضیه در مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به‌خوبی مشهود بود چون ایشان یک مبنا و یک روشنی عرفانی داشتند که این مطلب بسیار به انسان کمک نموده و اجازه نمی دهد که انسان از مسیر فطرت بیرون آمده و دستخوش این شبهات شود.