اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

تأثیر دوری از فطرت و معارف قرآنی بر فقاهت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول می‌پردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافت‌های عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج می‌کند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار می‌دهند. در ادامه، این بحث به آسیب‌شناسی مهجوریت قرآن در حوزه‌های علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کم‌فایده کشیده می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام می‌شود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین می‌کند.

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

1
  • درس چهارصد و سی و چهارم

  • بحث در رابطی نبودن عدم (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • و فی الهلیّاتِ المرکبةِ هی حالُ المحمولِ فی نِسبتِه إلى الموضوعِ و ثبوتِه له بِاعتبارِ وثاقةِ النسبةِ أو ضَعفِها أو فَسادِها.1

  • مرحوم آخوند در تتمۀ تأکید بر رفع نسبت در قضیۀ سالبه ـ چه در هلیّت بسیطه و چه در هلیّت مرکبه ـ [مطالبی می‌فرمایند]. ایشان در هلیّت بسیطه قائل بر این بودند که اصلاً نسبتی وجود ندارد؛ در هلیّت بسیطه در قضیۀ موجبه، مفاد قضیه عبارت از ثبوت الموضوع است و ثبوت الموضوع نسبتی در اینجا نمی‌باشد بلکه نسبت بین دو امر خارجی است در‌حالی‌که در هلیّت بسیطه دو امر خارجی منتفی است، بلکه یک امر است حالا آن یک امر یا عدم و یا وجود است. پس در اینجا شیءٌ لِشیءٍ وجود ندارد بلکه شیءٌ است؛ و هذا الشیء إمّا معدومٌ أو هذا الشیء إمّا موجودٌ.

  • بنابراین در اینجا نسبت تحقّق ندارد. وقتی می‌گوییم: زیدٌ لیسَ بِموجودٍ، رفع وجود نموده و به عبارة أخریٰ می‌گوییم: زیدٌ معدومٌ یعنی زیدٌ عَدَمٌ، در اینجا چه نسبتی محقق است؟! بله، وقتی می‌گوییم: زیدٌ کاتبٌ، کتابت که یک امر خارجی و یک عَرَض خارجی است عارض بر زید شده و در رفعش، سلبِ نسبت می‌شود.

  • وجود نسبت در قضیۀ سلبیه

  • پس در قضیۀ سلبیه مانند قضیۀ ایجابیه نسبت وجود دارد نه‌اینکه نسبت وجود ندارد وقتی می‌گوییم: زیدٌ لَیس بِکاتبٍ یا شریکُ الباری لَیس بِخالقٍ یا الإنسانُ لَیسَ بِحجرٍ و امثال این قضایا در اینجا آن نسبت ایجابیه که الإنسانُ حجرٌ یا شریکُ الباری صانعٌ یا زیدٌ کاتبٌ باشد موجود است اما به سلب، سلب نسبت می‌شود و این سلب نسبت یا آن‌قدر وثاقت دارد که جنبۀ ضرورت به خود می‌گیرد و قضیه ممتنع می‌شود یا آن‌قدر ضرورت ندارد و آن وثاقت، وثاقت مؤکد نیست که قضیه، قضیۀ ممکنه می‌شود.

  • بنابراین امکان عبارت از ضعفی است که این ضعف منتهی به قوت یا منتهی به فعلیت می‌شود، چه جنبۀ عدمی یا جنبۀ معدوله داشته باشد، تفاوتی در‌این‌صورت وجود ندارد. این فرمایش مرحوم آخوند بود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 367.