
تحلیل ساختار قضایای منطقی و نسبت حکمیه
بررسی تفاوتهای هلیات بسیطه و مرکبه در کلام فلاسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ساختار قضایا و جایگاه نسبت حکمیه در منطق میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه قدما و متأخرین درباره ماهیت هلیات بسیطه و مرکبه آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا در قضایای بسیطه، نسبتی میان موضوع و محمول برقرار است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاههای موجود، به تبیین نقش نفس در ایجاد حکم و تمایز میان تصور و تصدیق میپردازند. در ادامه، ماهیت قضایای سالبه و نحوه انتزاع سلب از حکم بررسی شده و این نکته تبیین میشود که ذهن در قضایای سالبه نیز با نوعی از إعمال نفس مواجه است. در نهایت، با بازخوانی فصل نهم از مباحث منطقی، تفاوت مواد ثلاث در قضایای موجبه و سالبه و نحوه بازگشت آنها به حال موضوع در هلیات بسیطه مورد تحلیل قرار میگیرد تا روشن شود که چگونه کیفیت وجودی موضوع، تعیینکننده ماده قضیه است.
تحلیل ساختار قضایای منطقی و نسبت حکمیه
1درس چهارصد و سی و سوم
بحث در رابطی نبودن عدم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض شد که در بحث قضایا نظر مرحوم علامه بر کلام قدما بود با این بیان که آنچه که در هلیّات بسیطه مشکِّل قضیه است دو چیز است. البته قدماء میگویند که سه چیز است ولکن با اضافاتی که ایشان از کلام مرحوم آخوند در رسالۀ تصور و تصدیق داشتند مشخص میشود که در هلیّات بسیطه فقط دو چیز بیشتر نداریم؛ یکی تصور موضوع و دوم تصور محمول و خود حکم عبارت از عمل نفسانی و کیف نفسانی است که این مسئله همزمان با تصور بین این دو برای عاقل و جازم حاصل میشود. اما قدما قائل بودند بر اینکه در اینجا سه چیز بیشتر نیست؛ در هلیّات بسیطه در مورد موجبه یکی عبارت از وجود موضوع و دوم عبارت از وجود محمول و سوم عبارت از نسبت حکمیه است. اما در مورد سوالب از آنجایی که سلب حکم است پس دو چیز بیشتر نداریم؛ یکی وجود موضوع داریم و یکی وجود محمول داریم.
مرحوم آخوند هم بر همین روش سیر میکند و بر متأخرین از فلاسفه ایراد وارد میکند. متأخرین از فلاسفه قائل به این هستند که بین قضایای موجبه و قضایای سالبه تفاوتی نیست و ایضاً بین قضایای بسیطه و قضایای مرکبه تفاوتی وجود ندارد. همانطوریکه در قضایای مرکبه وجود موضوع و وجود محمول و نسبت بین محمول و موضوع و حکم به نسبت محقق است، در هلیّات بسیطه مثل زیدٌ موجودٌ یا اللهُ موجودٌ هم وجودِ موضوع و محمول و نسبت و حکم بین این دو محقق است. همانطوریکه بین قضایای موجبه نسبت حکمیه وجود دارد و خود حکم وجود دارد، در قضایای سالبه هم حکم وجود دارد منتها در قضایای موجبه حکم به وجود است و در قضایای سالبه حکم به سلب است و از این نقطهنظر تفاوتی بین آنها نیست.
