اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت عدم و کیفیت قضایا در منطق

بررسی دیدگاه قدما و متأخرین درباره اجزاء و نسبت قضایا

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت عدم و کیفیت انعقاد قضایا در وعاء ذهن می‌پردازند. بحث با بررسی اختلاف‌نظر میان فلاسفه متقدم و متأخر در تعداد اجزاء قضایای حملیه، اعم از هلیات بسیطه و مرکبه، آغاز می‌شود. ایشان با تفکیک میان ثبوت شیء و ثبوت شیء برای شیء، به تحلیل جایگاه نسبت و حکم در قضایا می‌پردازند. در ادامه، با نقد خلط میان مفاهیم تضاد و تناقض در منطق جدید، به بررسی نحوه تعلق سلب و ایجاب به ماده یا نسبت در قضایا پرداخته می‌شود. در نهایت، با تکیه بر دیدگاه مرحوم آخوند و علامه طباطبایی، این نکته تبیین می‌گردد که حکم، امری نفسانی و خارج از اجزاء قضیه است و آنچه در تشکیل قضیه اهمیت دارد، تصور موضوع، محمول و نسبت میان آن‌هاست که در نهایت به روشن شدن جایگاه عدم در قضایای سالبه منجر می‌شود.

ماهیت عدم و کیفیت قضایا در منطق

5
  • پس عدم و سلب در قضایاى سالبه که مادۀ قضیه در آنجا لحاظ شده است، به خود ماده مى‌خورد نه به اجزاء قضیه! اما طبق فرمایش مرحوم آخوند بنا بر رأى‌ متأخرین در قضیۀ ما، چه هلیّۀ بسیطه باشد، چه مرکبه باشد، چه سالبه باشد و چه جزئیه باشد، همۀ آنها چهارتا جزء دارد؛ اول موضوع، دوم محمول، سوم نسبت حکمیه و چهارم حکم. و دلیل اینها این است که وقتى که مى‌گوییم: زیدٌ موجودٌ، از تصور زید و تصور وجود فارغ شده‌ایم و بعد بین این دو ارتباط برقرار کردیم. در ذهن و نفس خود چه تصوری مى‌کنیم؟! وقتى مى‌گوییم: زیدٌ موجودٌ، آیا در موجودیت شک داریم؟ شک نداریم. بالأخره مى‌گوییم: موجود در دنیا خیلى زیاد است. آیا در خود ماهیت زید هم شک داریم؟ نه، بالأخره ماهیت زید براى خودش یک ماهیت است، حتی در آن‌هم شک نداریم. آن مسئله که برای ما قابل شک است، ارتباط این دو باهم است یعنى آیا این وجود با این موضوع مرتبط هست یا مرتبط نیست؟

  • خوب دقت کنید چون در این جلسه این مسئله را مطرح مى‌کنیم و مطالبى که در حول‌وحوش آن هست دیگر براى جلسۀ بعد واقع مى‌شود. ما در قضیه در موضوع و در محمول بحث نداریم حالا قضیۀ بسیطه را مطرح مى‌کنیم، مرکبه به جاى خودش مشخص است و حداقلِ مسئله مطرح مى‌شود، اتفاقاً مرحوم علامه همان نظر قدماء را تأیید مى‌کند، نه نظر متأخرین از فلاسفه، مى‌گویند: همان نظر قدماء ترجیح دارد. متأخرین مى‌گویند که ما در موضوع و در محمول بحث نداریم؛ موضوع زید است و ماهیت است و ماهیت هم در ذهن هست. در وجودى که در محمول هست هم بحث نداریم، بالأخره وجود در عالم هست؛ هم وجود در عالم هست و هم موجود در عالم هست.

  • إنّما الکلام در ارتباط بین «زیدٌ» و «موجودٌ» ما صحبت و بحث داریم. آن‌وقت این ارتباط را چه کسی برقرار مى‌کند؟ دیوار یا متکلّم؟ متصور مى‌آید ارتباط را برقرار مى‌کند یااینکه این ارتباط خودش هست؟! نه، ما مى‌آییم برقرار مى‌کنیم زیرا متکلم کارى با عالم خارج ندارد؛ متکلم و متفکر و عاقل اصلاً کارى با عالم خارج ندارد بلکه هر کارى که دارد با ذهن خودش دارد و در ذهن خودش بین زید و بین وجود ارتباط برقرار مى‌کند و مى‌گوید که زید موجود است یا نه؟ هنوز به مرحلۀ حکم نرسیده است.