
ماهیت عدم و کیفیت قضایا در منطق
بررسی دیدگاه قدما و متأخرین درباره اجزاء و نسبت قضایا
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت عدم و کیفیت انعقاد قضایا در وعاء ذهن میپردازند. بحث با بررسی اختلافنظر میان فلاسفه متقدم و متأخر در تعداد اجزاء قضایای حملیه، اعم از هلیات بسیطه و مرکبه، آغاز میشود. ایشان با تفکیک میان ثبوت شیء و ثبوت شیء برای شیء، به تحلیل جایگاه نسبت و حکم در قضایا میپردازند. در ادامه، با نقد خلط میان مفاهیم تضاد و تناقض در منطق جدید، به بررسی نحوه تعلق سلب و ایجاب به ماده یا نسبت در قضایا پرداخته میشود. در نهایت، با تکیه بر دیدگاه مرحوم آخوند و علامه طباطبایی، این نکته تبیین میگردد که حکم، امری نفسانی و خارج از اجزاء قضیه است و آنچه در تشکیل قضیه اهمیت دارد، تصور موضوع، محمول و نسبت میان آنهاست که در نهایت به روشن شدن جایگاه عدم در قضایای سالبه منجر میشود.
ماهیت عدم و کیفیت قضایا در منطق
2فرق قضیۀ موجبه با قضیۀ سالبه
و اما در مورد سالبه در هلیّت مرکبه دو جزء بیشتر نداریم و آن عبارت از موضوع و محمول است. در زیدٌ لَیسَ بِموجودٍ یا زیدٌ معدومٌ ـ حالا فرق نمىکند بهعنوان سالبه یا معدوله، یکى است یعنى در واقع هردو مفهومش یکى است ـ یک موضوع داریم و یک محمول، حتى در اینجا حکم هم نداریم زیرا در اینجا در قضیۀ سالبه سلب حکم و رفع حکم کردیم نهاینکه اثبات حکم کردیم؛ حکم به وجود را برداشتیم، اثباتى در اینجا نیست. مىگوییم: زید نیست یعنى وجود در اینجا معدوم است. حکم به وجود که در قضیۀ موجبه بود، این حکم به وجود یعنى موضوع و محمول به حال خودش باقى است فقط فرقى که در قضیۀ موجبه با قضیۀ سالبه هست این است که در قضیۀ موجبه در مفاد کان تامه و هلیّت بسیطه حکم بود و در قضیۀ سالبه حکم نیست.
عدم وجودِ نسبت، در قضایای بسیطه
پس در قضایاى بسیطه دو جزء بیشتر نداریم؛ یک موضوع داریم و یک محمول همین. این ارتباط یک ارتباط مجازى است که ذهن به ملاحظه و مشابهت و استعارتاً بهواسطۀ اصل قضیۀ سالبه که قضیۀ موجبه است، آن ارتباط را مجازاً بر قضیۀ سالبه حمل مىکند ولى در واقع نسبتى وجود ندارد. شما نسبت را در قضیۀ موجبه برقرار مىکنید و حکم به وجود را براى زید در قضیۀ موجبه مىکنید اما در قضیۀ سالبه اصلاً حکم نمىکنید. چهکار مىکنید؟ حکم را برمىدارید.
لذا فرمودند که اجزاء قضیه در هلیّت بسیطۀ سالبه و موجبه بنا بر رأى قدما در قضیۀ موجبه سهتا و در قضیۀ سالبه یکى است اما در هلیّت مرکبه اینطور نیست و بنا بر رأى آقایان در هلیّت مرکبه چهار جزء داریم. اول موضوع و دوم محمول و سوم نسبت حکمیه و بعد حکم مانند زیدٌ کاتبٌ و امثالذلک ولى در مورد سالبه سهتا داریم؛ یکى موضوع و یکى محمول و یکى هم نسبت، باز در آنجا حکم وجود ندارد یعنى در سالبه رفع حکم مىشود. این مربوط به خود اجزاء قضایا بود.
