
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلالهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلالهای سست برخی متکلمین میپردازند که با تمسک به کلام ابنسینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار میدهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان میدهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی میشود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، بر این نکته تأکید میشود که درسخواندن بهتنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیینکننده در درک واقعیتها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
6فَحَکَمَ بِأنَّ الأصلَ فیما لَم یَتَبَرهَن وجوبُه أو امتناعُه هو الإمکانُ فَأثبَتَ بِظنِّه المُستَوهَن أنَّ إعادةَ المعدومِ ممکنٌ ذاتیٌ و تَشبَّثَ بِهذا الظنِّ الخبیثِ الذی نَسَجَتهُ عنکبوتُ وَهمِهِ کثیرٌ مِمَّن تَأخَّر عنه.
حکم کرده است به اینکه اصل و قاعده در هر موردی که وجوب یا امتناعش مبرهن و برهانی نشده است عبارت از امکان است. اثبات کرده است به ظن مستوهن خودش [که اعادۀ معدوم ممکن ذاتی است] چرا؟ چون بر وجود و عدمش برهانی نیامده است. به این گمان خبیث تشبّث کردند افرادی که بعد از ایشان آمدند و دنبالۀ همین گمان را گرفتند و قائل به امکان ذاتی اعادۀ معدوم شدند.
فَیقالُ لَه و لِمَن تَبِعَه إنَّکم إن أردتُم بِالأصلِ فی هذا القولِ ما هو بِمعنَى الکثیرِ الرّاجِحِ فَکونُ أکثرِ ما لَم یَقُم دلیل على امتناعِهِ و وجوبِهِ ممکناً غیرُ ظاهرٍ و بعدُ فرضِهِ غیرُ نافِعٍ لِجوازِ کونِ هذا مِن جملةِ الأقلِّ و إن أریدَ بِه معنَى ما لا یُعدَل عنه إلاّ لِدلیلٍ.
به ایشان و به تابعین ایشان اینطور پاسخ داده میشود که اگر شما مقصودتان به اصل در این کلام آن واقعیتی است که آن واقعیت کثیر و راجح است، پس اکثر آنچه که دلیلی بر امتناعش و وجوبش نیست، میتواند ممکن باشد، این در خارج ظاهر و روشن نیست. چرا؟ چون ما دلیلی نداریم بر اینکه آنچه که دلیلی بر امتناع و وجوبش نیامده است در خارج هم میشود باشد، اکثر اینطور نیست بلکه شاید بهعکس باشد و اقل آن چیزی که دلیلی بر امتناعش نیامده باشد در خارج باشد ولی اکثریت با آن چیزی است که در خارج وجودش امکان وقوعی نداشته باشد.
تلمیذ: این ممکناً خبر برای کون است؟
استاد: بله دیگر، خبر است. در واقع کون در اینجا یک اسم و خبر گرفته است؛ اسمش أکثر است و خبرش ممکناً، خود کون مبتدا است و غیرُ ظاهر خبرش. در اینجا یک مبتدا و خبر داریم. یک اسم و خبر کان داریم!
