اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

5
  • ایشان می‌فرمایند: اولاً این مسئله که یک مسئلۀ اصولی است یا یک مسئله کلامی و فقهی است و ربطی به مسائل فلسفی ندارد، ثانیاً برفرض هم اگر یک مسئلۀ فلسفی باشد فایده‌ای ندارد، به‌جهت اینکه لعلّ مانحن‌فیه که همان اعادۀ مُعاد است جزو آن قسمت نادر و اقل باشد، نه جزو آن قسمت اکثر باشد که این داخل می‌شود، بنابراین داخل کردن این مسائل در مسائل فلسفی اصلاً ربطی به قضیه ندارد و باید هر چیزی در جای خودش بحث بشود.

  • و مِن عجیبِ الأمرِ أیضاً أنَّ بعضاً مِن هؤلاءِ استَدَلَّ على إمکانِ الإعادةِ بِما قد سَمَعَ مِن کلامِ الحکماءِ الکِرامِ أنَّهم یَقولونَ کلَّ ما قَرَعَ سَمعَکَ مِن غرائبِ عالمِ الطبیعةِ فَذره فی بقعةِ الإمکانِ ما لَم یذُدک عنهُ قائمُ البُرهانِ و لِعدمِ تعوّدِهِ الاجتهادَ فی العقلیاتِ.

  • [از عجایب امر این است که] اینها استدلال بر امکان اعاده کردند چون از کلام حکماء کرام شنیده شده است که گفته‌اند: هرچه به گوش تو از عالم طبیعت خورده است را در بقعۀ امکان قرار بده تا وقتی که برهان بر خلافش قائم نشود به‌خاطر اینکه این افراد در عقلیات اجتهاد ندارند ـ ظاهراً کلام ایشان اشاره به غزالی هست ـ لذا در تهافت الفلاسفه این مطلب را دارند.

  • لَم یَتَمیَّز الإمکانَ بِمعنَى الجوازِ العقلی الَّذی مَرجعُهُ إلى عدمِ وضوحِ الضَّرورةِ لِأحدِ الطرفین عندَ العقلِ عنِ الإمکانِ الذّاتی الذی هو سلبُ ضرورةِ الطرفَینِ عنِ الشی‌ءِ بِحسبِ الذّاتِ.

  • تمیّز نداده است امکان به معنای جواز عقلی را که مرجع جواز عقلی، که ضرورت احد الطرفین نزد عقل واضح نیست؛ نمی‌داند که آیا در خارج وجودش مشخص و معلوم است یا عدمش مشخص است؟ مثل همان بحث امکان خاص چطور ما می‌گفتیم که سلب ضرورت از جانب طرفین می‌کند، در بحث امکان خاص ما اصلاً بحث امکان ذاتی را مطرح نمی‌کردیم، این بحث امکان خارجی است یعنی در خارج می‌شود اتفاق بیفتد و می‌شود هم در خارج اتفاق نیفتد! بحث امکان ذاتی بحث باب ذاتیات باب ایساغوجی است که به خود خصوصیات و آثار ماهیت برمی‌گردد که خود ماهیت فی‌حدّنفسه در طبیعت و ذاتش لا اقتضاء بالنسبة به وجود و عدم است. نه‌اینکه بخواهد به وقایع خارجیه اشاره داشته باشد، از امکان ذاتی که آن امکان ذاتی سلب ضرورت طرفین از شیء به‌حسب ذات است نه به‌حسب وقوع خارجی،