اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

2
  • عدم منافات بحث کلامی با روش فلسفی

  • پس منافاتی بین بحث کلامی و روش فلسفی نیست بلکه روش فلسفی، مبانی کلامی را می‌تواند، متقن‌تر و منقح‌تر در معارف دینی مطرح کند. یک فیلسوف بهتر می‌تواند مسئلۀ حشر معاد جسمانی را مطرح کند تا یک متکلّمی که از مسائل فلسفی و مبانی حکمی را اطلاع ندارد و وارد نیست و شَدُرساناهایی که در این زمینه ممکن است برای این‌گونه افراد پیدا بشود مثل غزالی و امثال‌ذلک.

  • منظور از علم کلام

  • بنابراین مسئلۀ کلام مرادف با اعوجاج و انحراف نیست، کلام یک بحثی است بحث فلسفی و مباحثی است که راجع به مسائل مبدأ و معاد و خصوصیاتی که متَّخذ از شرع هست و در ارتباط با تکالیف عباد صحبت می‌کند، کلام متکفل بیان این‌گونه مسائل است. قسم دوم از متکلمین طبعاً افرادی هستند که نسبت به مسائل فلسفی اطلاع ندارند و اینها مباحث خودشان را براساس حدسیات و امثال‌ذلک بنا می‌گذارند که خب اینها هم در اهل‌تسنن بودند و هستند و هم در منتحلین به تشیع، افرادی که در این زمینه زیاد بودند و اینها مقصود مرحوم آخوند هستند، از آنهایی که معارض با فلسفه و معارض با حکماء بودند و از این قبیل مطالبی هم که ایشان خودشان ذکر کرده‌اند مانند ارادۀ جزافیه نسبت به پروردگار یا جوهر فرد در اشیاء که خود این موجب سکون متحرک است یا تَفرُّک رحیٰ هست که آن جزء فرد اقتضاء ثبوت را می‌کند در عین اینکه آن ماده با صورت خودش در حال حرکت هست و همین‌طور طفره که موجب می‌شود فاصله بین آن اجزاء و آن محور پیدا بشود که اینها همه بحث‌هایش شده است و در کتب کلامیه هست و اصلاً قابلیت برای بحث را ندارد!

  • مرحوم حاجی هم در بحث طبعیات منظومه از همین مطالب کلامیه ذکر کرده‌اند؛ در آخر بحث امور عامه و مباحث طبعیات منظومه هست و در اینجا هم می‌آید. اینها مطالبی است که رجماً بالغیب آمده‌اند یک تیری را در تاریکی انداخته‌اند بدون اینکه به لوازمش ملتزم باشند و جالب اینجاست که ایشان می‌فرمایند: دلیلی هم بر این مطلب خودشان ذکر می‌کنند مثلاً در بحث اعادۀ معدوم، جواز اعادۀ معدوم تمسک به کلام بزرگان می‌کنند که دارد: