اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم

بررسی عقاید اهل کلام و ضرورت بهره‌گیری از عقل و حکمت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه‌های متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تبیین اشکالات اهل کلام در اعاده اعراض آغاز شده و به نقد رویکردهای سست و غیرمنطقی آنان در مواجهه با حقایق هستی می‌رسد. استاد با اشاره به اینکه بسیاری از این مباحث تنها در فضای وهم و تخیلات ذهنی شکل گرفته است، بر ضرورت کنار گذاشتن تعصبات و خرافات تأکید می‌ورزند. ایشان با تبیین جایگاه عقل و حکمت در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، تفاوت میان «تعبد» و «تحقیق» را روشن کرده و مخاطبان را به تفکر و فهم عمیق مطالب دعوت می‌کنند. در نهایت، این جلسه بر لزوم حرکت بر اساس معیارهای مبرهن و منطقی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد و هشدار می‌دهد که بدون به‌کارگیری عقل، حتی با ظواهر دینی نیز نمی‌توان به کمال حقیقی دست یافت.

نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم

4
  • ثُمَّ إنَّ هؤلاءِ القومَ بَعدَ اتفاقهِم فی إعادةِ الجَواهرِ اختَلفوا فی الأعراضِ فَقال بَعضُهم یَمتنعُ إعادتُها مُطلقاً.1

  • این افراد بعد از اینکه گفتند که جواهر اعاده پیدا می‌کنند گفتند که آیا اعراض این جواهر هم اعاده پیدا می‌کنند یا نه؟ بعضی گفتند: اصلاً نمی‌شود هیچ عرضی اعاده پیدا کند. بنابراین خود شخص به‌تنهایی می‌آید، همین! کارهایی که در دنیا انجام داده است نمی‌آید، حرف‌هایی که زده است نمی‌آید، کارهای خلافی که کرده است، حرکات، سکنات و تخیلاتی که کرده است هیچ چیز از اینها نمی‌آید و فقط خود شخص زنده می‌شود و وقتی که سر از قبر بیرون می‌آورد یک کاغذ به دستش می‌دهند؛ حالا یا از طرف چپ یا از طرف راست به دستش می‌دهند، همین! هیچ نمی‌فهمد و نگاه به آن کاغذ می‌کند و تمام کارهایی که در دنیا انجام داده است همه را پرینت شده در آن فایل خودش تماشا می‌کند، این روز قیامت می‌شود! واقعاً اینها اصلاً نمی‌فهمند و عجیب است! شکر خدا را که ما را از حمقاء نیافرید!

  • لِأنَّ المعادَ إنَّما یُعادُ بِمعنى فَیلزمُ قیامُ المَعنى بِالمَعنى‌ وَ إلى هذا ذَهبَ بَعضُ أصحابِ الأشعریةِ و قالَ الأکثرونَ مِنهم بِامتناعِ إعادةِ الأعراضِ التی لا تَبقى کالأصواتِ و الأدوارِ لِاختصاصِها عِندهُم بِالأوقاتِ‌‌ وَ قَسموا الباقیةَ إلى ما یَکونُ مَقدوراً لِلعبدِ و حَکموا بِأنَّهُ لا یَجوزُ إعادتُها لا لِلعبدِ و لا لِلرب‌ِّ.2

  • چون معاد به معنای اعاده می‌شود با یک صفت و خصوصتی که آن را از ابتداء جدا بکند پس لازم می‌آید که این معنا به آن معنا قائم باشد یعنی آن صفاتی که بعداً می‌آید قائم به آن صفاتی باشد که در ابتداء و خصوصیت ابتدائیه هست و باید عرض قائم به ذات باشد نه‌اینکه عرض قائم به عرض باشد. ما که نفهمیدیم اصلاً این چه هست! گفت که خودش هم نفهمید چه دارد می‌گوید!

  • وَ إلى هذا ذَهبَ بَعض... این مطلب را اینها می‌گویند: اعراضی که حدّ فاصل با انسان هستند مثل صوت و ادوار و حرکات اینها نمی‌آیند و اعاده پیدا نمی‌کنند. چون حرکات و این اصوات اختصاص به وقت دارند و وقت برنمی‌گردد و باقی از آن اعراض را به دو چیز [تقسیم می‌کنند] یکی به آن که در تحت قدرت عبد است مانند کارهای خیر و شری که انجام داده است گفتند که نمی‌شود؛ نه به عبد و نه به پروردگار هیچ‌کدام! چون این دنیا دار حساب است و عمل نیست و اگر بخواهد دوبار اینها برگردد لازمه‌اش این است که اینها در آنجا دوباره این کارها را انجام بدهند و با دنیا دیگر فرقی نمی‌کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 362.
    2. همان، ص 362 و 363.