
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
بررسی عقاید اهل کلام و ضرورت بهرهگیری از عقل و حکمت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تبیین اشکالات اهل کلام در اعاده اعراض آغاز شده و به نقد رویکردهای سست و غیرمنطقی آنان در مواجهه با حقایق هستی میرسد. استاد با اشاره به اینکه بسیاری از این مباحث تنها در فضای وهم و تخیلات ذهنی شکل گرفته است، بر ضرورت کنار گذاشتن تعصبات و خرافات تأکید میورزند. ایشان با تبیین جایگاه عقل و حکمت در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تفاوت میان «تعبد» و «تحقیق» را روشن کرده و مخاطبان را به تفکر و فهم عمیق مطالب دعوت میکنند. در نهایت، این جلسه بر لزوم حرکت بر اساس معیارهای مبرهن و منطقی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد و هشدار میدهد که بدون بهکارگیری عقل، حتی با ظواهر دینی نیز نمیتوان به کمال حقیقی دست یافت.
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
2البته جواب آنهم روشن است و جوابش این است که اگر قرار باشد ایراد در این مسئله باشد بنابراین همان عرضی که قائم به جوهر در مستأنف مبتلا بوده است، آن عرض باز هم قائم به جوهر در معاد است و دیگر معنا ندارد قیامُ العرضِ بالعرض باشد و اگر قرار قضیه به این است که واقع مطلب را درنظر بگیریم که مسئله از اصل و ریشه مورد خدشه قرار میگیرد.
بعضیها مطالب دیگری را مطرح کردهاند و گفتهاند که آن چیزهایی که منفک از انسان است مثل صداهایی که از انسان خارج میشود و جدا میشود، آنها برنمیگردند و آنهایی که با انسان است مانند خطورات ذهنی و اوصاف و خصائص ذهنی و نفسی و صفاتی که بر انسان عارض میشود چون قرین با انسان است اعاده پیدا میکنند و نفس با همان شاکله و صفاتی که در دنیا خو گرفته است با همان صفات در روز قیامت ظهور و جلوه پیدا میکند و بین اعراض منفصل و متصل در اینجا قائل به فرق شدهاند.
و همینطور بعضیها آمدهاند آنچه را که مربوط به بنده است و مقدور برای بنده است محال شمردهاند و گفتهاند: بهجهت اینکه اگر بخواهد آن چیزهایی که مربوط به بنده است اعاده پیدا بکند لازمهاش این است که ـ آدم وقتی این چیزها را میشنود واقعاً خیلی خندهدار است! ـ آن کارهای شری که در دنیا انجام داده است دوباره همان کارها در عالم قیامت تحقق پیدا کند و یا کار خیری که انجام داده است تحقق پیدا کند درحالیکه آن دنیا دار حساب است و دار عمل نیست و این با این دار عمل بودن منافات دارد که چطور «الدنیا دارُ عَملٍ و لا حِساب و الاخرةُ دارُ الحِسابِ و لا عَمل»1 این از این نقطهنظر منافات پیدا میکند.
مرحوم آخوند در لابهلای صحبتشان میفرمایند: تصور نکنید که اینها برای اهلتسنن و اینها هستند، نه بابا! اینها از همین افرادی هستند که همین الآن هم در همین زماننا هذا سنۀ 1425 هجری قمری هم وجود دارند و افکارشان مانند همان افکار است و در همان تخیلات و اوهام و بافتنیهای ذهنی خودشان بهسر میبرند.
- . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 84؛ رساله عمرۀ مفرده، ص 62:
«و إنّ الیَومَ عَملٌ و لا حِسابَ و غداً حسابٌ و لا عملَ.»
- . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 84؛ رساله عمرۀ مفرده، ص 62:
