
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
بررسی عقاید اهل کلام و ضرورت بهرهگیری از عقل و حکمت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با تبیین اشکالات اهل کلام در اعاده اعراض آغاز شده و به نقد رویکردهای سست و غیرمنطقی آنان در مواجهه با حقایق هستی میرسد. استاد با اشاره به اینکه بسیاری از این مباحث تنها در فضای وهم و تخیلات ذهنی شکل گرفته است، بر ضرورت کنار گذاشتن تعصبات و خرافات تأکید میورزند. ایشان با تبیین جایگاه عقل و حکمت در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تفاوت میان «تعبد» و «تحقیق» را روشن کرده و مخاطبان را به تفکر و فهم عمیق مطالب دعوت میکنند. در نهایت، این جلسه بر لزوم حرکت بر اساس معیارهای مبرهن و منطقی برای رسیدن به حقیقت تأکید دارد و هشدار میدهد که بدون بهکارگیری عقل، حتی با ظواهر دینی نیز نمیتوان به کمال حقیقی دست یافت.
نقد مبانی کلامی در اعاده معدوم
1درس چهارصد و سی ام
جواب مرحوم آخوند به مبنای متکلمین در اعادۀ معدوم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ثُمَّ إنَّ هؤلاءِ القومَ بَعدَ اتفاقهِم فی إعادةِ الجَواهرِ اختَلفوا فی الأعراضِ فَقال بَعضُهم یَمتنعُ إعادتُها مُطلقاً لِأنَّ المعادَ إنَّما یُعادُ بِمعنى فَیلزمُ قیامُ المَعنى بِالمَعنى.1
در این تتمۀ کلامی که مرحوم آخوند نقل میکنند راجع به کیفیت آراء اهل کلام میفرمایند: صحبت اینها در اعادۀ معدوم برای اثبات معاد جسمانی بود ولی آنها در اعادۀ اعراض این را قبول ندارند. مثلاً آن خصوصیاتی که قائم به افعال انسان است بخواهد بِعینه اعاده پیدا کند یا صداهایی که از انسان خارج میشود، اصوات و حرکات. چون در اعادۀ جوهر اشکال ندارد وقتی که یک جوهر اعاده پیدا میکند بنا بر اینها و با صرفنظر از آن عوارض خارجیه، آن نفس جوهر که همان نفس است و آن بدن اعاده پیدا کند یعنی آن نفس که تعلق به بدن گرفته است در وقت دیگر که در روز حشر باشد بنا برفرض اینها [اعاده پیدا کند] و مشکلی پیش نمیآید.
اما اگر قرار باشد خود آن اصوات یا اعراض بخواهد اعاده پیدا کند اینها گفتهاند که نه، بعضی از اینها نمیشود چون اگر اعراض بخواهد اعاده پیدا کند لازمهاش قیام عرض بالعرض است. آن عرض که در ابتدای مسئله قائم به آن ذات بود اشکالی نداشت بهعنوان مستأنف تحقق خارجی و عینی پیدا کند. صوت به انسان و ذات تحقق پیدا میکند و قیام صوت به شخص است یا در حرکات، قیام حرکت به خود ذاتش است، این ایراد ندارد و اگر جوهر بخواهد اعاده پیدا بکند در اینجا مسئلهای نیست چون خود جوهر فیحدّنفسه در خارج وجود داشته و الآن خود او اعاده پیدا میکند. اما اگر بخواهد همان صداهایی که در سابق هست یا حرکاتی که این شخص در دنیا انجام داده است آنهم بخواهد اعاده پیدا بکند از آنجایی که این صوت قائم به آن صوت در آن دنیا است پس قیامُ العَرض بالعرض میشود و آن حرکت باید قائم به آن حرکت باشد این قیامُ العرض بالعرض میشود. این ایراد و اشکالی است که اینها در اینجا مطرح کردهاند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 362.
