اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

5
  • مرحوم آخوند می‌گویند: با این بالا و پایینتان خیلی نفوس ما را دچار دردسر کردید! آخر می‌خواهید چه‌کار کنید؟! معاد جسمانی که این‌قدر زور زدن ندارد بابا! معاد جسمانی داریم چقدر بگوییم؟! نیاز نداریم که شما بگویید که اعاده کنیم، فلان کنیم، آن قبلی بیاید همان باشد، بعدی بیاید چه باشد. خب خدا این نفس که هست را برمی‌دارد جسمش را هم درست می‌کند آخر این‌قدر این بالا و پایین کردن ندارد.

  • ایشان می‌فرمایند که این وحدت وجود شخصیه با تبدل وجود که باقی نمی‌ماند! وقتی که یک وجود خارجی هست این وحدت مخصوص این وجود خارجی است. شما صورت از این وجود را در ذهن بیاورید این وجود به وجود ذهنی تغییر پیدا می‌کند. وجود ذهنی چه ارتباطی به وجود خارجی دارد؟! وجود ذهنی قابل انطباق بر کثیرین است. فرض کنید شخصی الآن از دنیا رفته است و صورت ذهنی‌اش در شما هست، الآن آن صورت ذهنی را می‌توانید منطبق کنید بر اینکه این شخص از این قبر سر دربیاورد، می‌توانید آن صورت ذهنی را منطبق کنید بر اینکه از این [قبر] سر دربیاورد، می‌توانید منطبق کنید بر اینکه اصلاً از صدجا سر دربیاورد، از این قبر و از آن قبر [سر دربیاورد] نمی‌توانید؟! می‌شود دیگر! حالا در وجود خارجی نمی‌شود. این یک بحث دیگر است. هر چیزی که در وجود خارجی تعین پیدا کند لا یَقبلُ الکَثیرین است اما در عالم ذهن قابل انطباق هست یا نیست؟

  • الآن فرض کنید ده‌تا قبر در اینجا هست و زید را در یکی از اینها دفن کرده‌ایم و نمی‌دانیم کدام است. پس این بر این قبر اول، قبر دوم، قبر سوم و هَلُمَّ جرّاً تا قبر دهم قابل انطباق است پس این‌طور نیست که چون صورت ذهنی متعلق به زید است بنابراین حتماً آن ما یَتعلَّقُ ‌بِه هم باید مشخص باشد، شما می‌توانید علی‌البدل بگویید که ممکن است در اینجا دفن شده است و ممکن است تصور کنید که در اینجا [دفن شده است] چطور شما در هردو جا تصور می‌کنید؟! چون از یک‌ طرف نمی‌دانید کجا دفن شده است و چون صورت ذهنی شما قابل انطباق بر موارد متعدد هست این دو را در کنار هم بگذارید، استفاده می‌کنید هر صورت ذهنی که در ذهن محقق بشود قابل انطباق بر کثیرین است. حالا اگر یک قبر را باز کردید و جسد زید را در اینجا دیدید، این جسد قابل انطباق بر کثیرین هست یا نه؟ این دیگر نیست چون وجود عینی دارد درحالی‌که صورت ذهنی شما قابل انطباق بر ده‌تا قبر بود اما وقتی یک بدن را دیدید این دیگر قابل انطباق نیست و آن صورت ذهنی می‌آید منطبق بر این می‌شود و این دیگر قابل انطباق نیست.