اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

4
  • فرض کنید الآن یک شخصی در اینجا هست، جناب ... الآن درمقابل ما هست و ما در خدمتشان شرف حضور داریم ـ یا به‌عکس می‌گویم ایشان شرف حضور دارند! نه، ما در خدمتشان شرف حضور داریم! ـ الآن ما یک تصوری از ایشان در ذهن خودمان پیدا می‌کنیم بعد ایشان از اینجا تشریف می‌برند و زمین خالی از حجت می‌شود و در این اطاق دیگر کسی نیست ولی صورت ذهنی ایشان پیش ما هست لذا می‌روند نیم ساعت یا یک ربع دیگر می‌بینند که نه، زمین نباید خالی از حجت باشد و حیف است که این فیض در اینجا منقطع باشد ـ فیض اینها مستمر است! ـ و به اینجا برمی‌گردند. وقتی برمی‌گردند ما تعجب نمی‌کنیم، چرا تعجب نمی‌کنیم؟! چون صورت ذهنی همراه ما بوده است. حالا فرض کنید اگر ایشان مدتی و چند روزی نباشند و واقعاً خلاء ایشان احساس بشود. حالا بعد از این چند روز یک‌دفعه [می‌آیند و همه می‌گویند که] اللهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحمَّد و آلِ مُحمَّد همه صلوات می‌فرستند این [نشانۀ] تعجب است! این اللهُمَّ صَلِّ عَلیٰ... به‌خاطر این است که صورت ذهنی نبوده است و آن راسم وحدت که در این مدت همراه ما بود، منقطع بود. این به‌خاطر این دو کیفیت نظر نسبت به قضیه است.

  • اینها می‌گویند که ما همین مسئله را در اینجا لحاظ می‌کنیم، شخصی در اینجا بوده و ازبین رفته و فوت کرده است، مرده تمام شده و تمام بدن او بالیه شده است. ـ «السَّلامُ عَلی الأجسادِ البالیَة و الأرواحِ الفانیة»1 [سلام بر] اجساد پوسیده. یَبلیٰ یعنی می‌پوسد و پودر می‌شود. دیده‌اید وقتی که یک پارچه‌ای که یک جا می‌ماند هم نم بخورد و هم آفتاب بخورد اگر شما دست بگیرید یک‌دفعه اصلاً پودر می‌شود، این را بالیه می‌گویند. فوری پودر می‌شود. گرچه در اینجا این امر اتفاق افتاد اما آن صورت ذهنی که در عالم ارواح، عالم اشباح، عالم عقول و در نفوس عالیه از این شخص وجود دارد همان راسم وحدت بین اوست گرچه از دیدگان ما معدوم به‌حساب می‌آید. ما عقلمان ناقص است ما برویم عقلمان را بالا ببریم تقصیر خودمان است! ما عقلمان ناقص است این صورت را نمی‌فهمیم ولی آنها که در مراتب بالا هستند چون این صورت در آنها وجود دارد و آنها در تغییر و تبدل نیستند بنابراین راسم وحدت در اینجا محفوظ است. یک امری قبلاً بوده است همان در نزد ارواح استمرار پیدا می‌کند تااینکه اعاده پیدا کند.

    1. . مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج ٢، ص ٢٨٧؛ بحارالأنوار، ج ٤١، ص ٢٠٩؛ مطلع انوار، ج 4، ص 75:
      «اللهُمَّ إنّی أسألُکَ یا رَبَّ الأربابِ الأرواحِ الفانیَةِ و رَبَّ الأجسادِ البالیَةِ