
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با بررسی استدلالهای کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه مییابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان میدهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب میشود آنچه پدید میآید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجابهای علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی میدانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق میگردد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
1درس چهارصد و بیست و نهم
جواب مرحوم آخوند به مبنای متکلمین در اعادۀ معدوم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَیسَ لِأحدٍ أن یَقولَ إنَّ الوجودَ الذهنی لِلشّیءٍ عِندَ الفَلاسفةِ بِمَنزلةِ ثبوتِ المعدوماتِ عِندَ المُعتزلة فی تَصحیحِ الأحکامِ الثابتةِ لِلأشیاءِ المَعدومةِ فَلیَکُن هذا المَقامُ مِن جُملتِها فالذاتُ و إن عدمت فی الخارجِ لٰکن یَستَحفِظُ وَحدتَها الشخصیةِ بِحسبِ الوجودِ الذِّهنی فی بَعضِ المدارکِ المُرتفعةِ عَنِ التَغیُّر لِأنّا نَقول.1
مرحوم آخوند بحث را ادامه دادند تا به اینجا رسیدند که اگر قرار باشد آن شیء مُعاد بعینه همان شیء مُبتَدَء باشد و لحاظ قبلیت و بعدیت در آن شیء شده باشد، بنابراین هیچ چیزی نخواهد بود و این معاد مبتدء نیست چون معاد یک امری است که بعد از ابتدا بهوجود آمده و دراینصورت دیگر تفاوتی بین مستأنف و معاد نیست. یعنی اگر قرار باشد که آن فاصلۀ عدم که شیء معدوم است را لحاظ کنیم در عین اینکه آن فاصله را بین وجود و عدم و بین آن امر مبتدء و معاد، آنکه بعد میخواهد بیاید، لحاظ میکنیم اگر در این وسط چیزی وجود نداشته باشد درحالیکه چیزی بر عدم حاکم نیست و حکمی بر عدم بار نمیشود، پس دراینصورت آنچه که میخواهد بعد بهوجود بیاید حکم مستأنف را پیدا میکند، نه حکم معاد را. چون اگر با حفظ قبلیت مبتدء و حفظ بعدیت معاد، باز معاد عین مبتدء باشد لازمهاش این است که مستأنف عین معاد است وَ بَینهما فَرقٌ و تَمیُّز!
تعریف مستأنف و معاد
مستأنف به چیزی میگویند که از ابتدا ابداع شده است. معاد به چیزی گفته میشود که عین همان شیء سابق دوباره برگشته است. این کتاب استیناف پیدا کرده است یعنی وقتی که کارخانه آمد این کتاب را بیرون داد و در یک معمل که این کتاب آماده میشود میگویند که کتاب استیناف پیدا کرده است، نمیگویند که اعاده شده است. حالا اگر این کتاب سوخته بشود و خاکستر بشود و دوباره تبدیل به این بشود، باز هم به آن استیناف میگویند. هر چیزی که ابتدائاً ابداع و خلق بشود به آن استیناف میگویند. در مسئلۀ اعاده استیناف نیست. اعاده همان امر قبلی است و استینافی در اینجا نبوده است. استیناف یعنی أولاًبلاأول یک امری با توجه به سلسلۀ علل و شرایط و قرائن خودش یک صورت و عینیت خارجی به خود بگیرد به این امر مستأنف میگویند، امری که هست. زلزلهای که آمده این زلزله تمام میشود و دوباره زلزلۀ دیگری میآید باز میگویند که این زلزله مستأنف است. وقتی که یک حادثهای اتفاق میافتد، وقت عمل این تمام میشود و اگر دوباره عین همان حادثه اتفاق بیفتد میگویند که حادثه مستأنف است. اگر یک تصادفی با سلسلۀ علل واقع بشود، این تصادف مستأنف است. دوباره یک کیلومتر ماشین جلوتر برود و دوباره یک تصادف بکند آن تصادف دوباره مستأنف است و معاد و تصادف قبلی نیست. تصادف قبلی بهجای خودش یک کیلومتر قبل محفوظ است. تصادف بعدی یک کیلومتر بعد و تصادف بعدی یک کیلومتر بعد همۀ اینها مستأنفات هستند و هیچکدام از اینها معاد نیستند. حالا اگر قرار بر این باشد که بین آن مبتدء و این امری که اتفاق افتاده است عدم فاصله باشد پس این امر مستأنف است چون بینشان عدم هست و آن قبل بوده است و این بعد بوده است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 360.
