
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
تحلیل استدلال حکماء مشاء بر محال بودن بازگشت موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم میپردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز میشود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال میگردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، میتواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح میدهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان میرود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری میداند. این جلسه با هدف روشنسازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
6وَ اعتُرِضَ عَلیهِ بِوَجهَین أحدُهما أنَّ عَدمَ التَمیُّزِ فی نَفسِ الأمرِ غَیرُ لازمٍ کَیفَ و لَو لَم یَتَمیَّزا لَم یَکونا شَیئَین و عِندَ العَقلِ غَیرُ مُسلَّم الاستِحالَة إذ ربُمّا یَلتَبسُ عَلى العَقلِ ما هوَ مُتمیِّزٌ فی الواقع.
به دو اعتراض بر این مسئله ایراد وارد کردهاند؛ اعتراض اول ...
تلمیذ: این اعتراضهایی که وارد شده است، این دلیل را میخواهد رد کند یا دلیل است بر اینکه میخواهد اعادۀ معدوم را ثابت کند؟
استاد: نه، این میخواهد دلیل را رد کند و وقتی که دلیل رد شد، آن ثابت میشود!
تلمیذ: بنابراین خودش که دوتا شیء را فرض میکند، در واقع لازم میآید که اعادۀ معدوم نشده است پس این شیء، یک شیء دیگر شد.
استاد: خب ایشان همینطور جواب میدهند و میگویند که شما که دو شیء فرض میکنید، خودتان دارید مصادرۀ به مطلوب میکنید!
أنَّ عَدمَ التَمیُّزِ فی نَفسِ الأمرِ ... اینکه شما میگویید که در نفسالأمر تمیّز نیست، این لازم نیست. در نفسالأمر و در واقع بین دو شیء چه با معادش و چه ابتدئاً، تمیّز وجود دارد. در وقتی که شیئی اعاده پیدا میکند، این غیر از آن است. کَیفَ و لَو لَم یَتَمیَّزاً .... اگر با همدیگر تمیّز نداشته باشند، آن که معدوم است و قبلاً بوده است و آن که بعداً بهوجود آمده است، دو چیز نبودهاند! اینکه شما میگویید که این قبلاً بود، پس یک قبلیت و شیئیتی برای آن ثابت کردهاید و یک چیزی هم برای این ثابت کردهاید؛ آنچه دیروز بود، الآن امروز هست. پس معلوم است دو چیز در اینجا مورد لحاظ قرار گرفته است. و عِندَ العَقلِ غَیرُ مُسلَّم .. نه اینها در نفسالأمر غیر قابل تمیز نیستند و نه عقل این را مسلم الاستحاله نمیداند؛ استحالت این مسلم نیست، این امر محال نیست زیرا چهبسا آنچه که در واقع متمیز است بر عقل اشتباه میشود، ـ منظور از عقل در اینجا قوۀ تخیل است ـ عقل اینجا یک چیز میداند ولی در واقع ممکن است دو چیز باشد، مشتبه میشود و عقل آنچه که در واقع در اینجا باهم فرق میکنند را یکی میداند درحالیکه یکی نیست و دوتاست، آن قبلاً بوده است و این الآن هست. اشتباه از عقل است اما در واقع با همدیگر دوتا هستند. یَلتَبسُ عَلى العَقلِ ما هوَ ... در واقع باهم تمییز دارند، عقل در اینجا اشتباه کرده است.
