
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
تحلیل استدلال حکماء مشاء بر محال بودن بازگشت موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم میپردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز میشود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال میگردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، میتواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح میدهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان میرود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری میداند. این جلسه با هدف روشنسازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
2فرض بر این است که معاد عین آن معدوم است با همۀ خصوصیات و با همۀ اشیاء، پس وقتی که قرار بر این است که این عین او باشد چه اشکال دارد که بعد از اعاده، عین او باشد؟! خب قبل از اعاده در کنار او میتواند قرار بگیرد. دو شیء مانند هم در عین اینکه عین هم هستند و چون بینهایت است ـ ایشان دیگر بقیۀ آن را در اینجا ذکر نمیکنند ـ و خود نفس بینهایت بودن و امکانِ برای بینهایت بودن، امکانش محال است. بنابراین خود وجود مماثل هم چه ابتدائاً و چه بهنحو اعاده محال است. این قضایا را اینطوری بههم وصل میکنیم. پس چون امکان بینهایت بودن محال است وجود مماثل بهنحو اعاده هم محال است. این دلیل اول بود.
محالیت ترجیح بلامرجح، دلیلی بر امتناع اعادۀ معدوم
تالی فاسد برای این مسئلۀ ثانی است که ترجیح احدی از اینها بدون مرجح خواهد بود. اینکه الآن یک شیء میتواند اعاده پیدا کند، این امر در بین امور غیرمتناهیه دارای ترجیح است. فرض کنید چندتا میوه در کنار شما هست و بعد میخواهید یکی از اینها را بردارید، برداشتن یکی از اینها ترجیح میخواهد؛ یا این را بهخاطر قربش زودتر برمیدارید یا بهخاطر رنگ و لونش انتخاب میکنید یا بهعنوان بزرگیاش انتخاب میکنید. بعضی چیزها بزرگترش بهتر از کوچکش است و بعضیها کوچکترش بهتر از بزرگتر است!! هر چیزی یک حسابی برای خودش دارد! مزۀ بعضیها بهتر است فرض کنید شیرینتر است و آن مورد انتخاب است و هَلُمَّ جرّاً! بسته به اینکه چه سلیقهای چه چیزی را بپسندد! ما منظوری نداشتیم ها!! گرچه خب دیگر بهخاطر مسئلۀ وحدت سیاق [مطلب القاء میشود]!! در این انتخاب یک ترجیحی باید وجود داشته باشد که باعث بشود که انسان فردی را انتخاب کند. انتخاب یک شیء بدون ترجیح، ترجیح بلامرجح میشود. حالا این مسائل عادی است ولی در مسائل فلسفی و برهانی و تکوینی طبعاً ترجیح بلامرجح عقلاً محال است. بنابراین انتخاب یک فرد دون سایر افراد، این بلامرجح خواهد بود. این دلیلی است که بر امتناع اعادۀ معدوم ذکر شده است.
