اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

تحلیل نسبت زمان و هویت اشیاء در بازگشت موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که اشیاء مادی همواره محفوف به شرایط و مقارنات زمانی هستند و از آنجا که زمان دارای اجزاء متصل و حیثیت‌های ذاتیِ سبق و لحوق است، بازگشتِ یک شیء به همراه زمانِ مختص به خود، با امتناع عقلی مواجه است. در این جلسه، ضمن نقد دیدگاه‌های مخالف که سعی دارند با تفکیک شیء از زمان یا بازگرداندنِ زمانِ گذشته، این امتناع را برطرف کنند، به این نکته تأکید می‌شود که سبق و لحوق از لوازم ذاتی زمان بوده و قابل انفکاک نیستند. در نهایت، با تبیین این حقیقت که هویتِ زمانیِ هر پدیده، مقوّمِ ذاتِ آن است، استدلال می‌شود که فرضِ اعاده، منجر به تناقض و تسلسل شده و اساسِ این‌گونه پاسخ‌ها را باطل می‌سازد.

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

2
  • اشکال این است که فرض کنید یک حادثه‌ یا پدیده‌ای در یک وقتی از اوقات هست بعد خود این پدیده جدای از زمان بخواهد در یک وقت دیگر اعاده پیدا کند. خب صحبت در این است که وقتی این منوط و متصل به این زمان هست چطور شما این را از زمان منفک می‌کنید؛ زمان را به حال خود می‌گذارید ولی آن شیء را در وقت دیگری می‌آورید؟! دیگر دراین‌صورت اعاده معنی ندارد! اما اگر شما شیء و زمان را باهم در یک وقت دیگری آوردید؛ فرض بکنید یک حادثه‌ای که اتفاق افتاده است خداوند متعال خود آن زمان و آن شیء را حاضر کند یعنی به‌جای اینکه ما به زمان گذشته برویم، ما را در آن زمان ببرد.

  • بیان مثال برای تقدم و تأخر در عالم برزخ

  • فرض کنید انسان نشسته است و با خودش فکر می‌کند و الآن دارد وضعیت موجود را نگاه می‌کند خودش چشمش را می‌بندد و در دیروز می‌رود که دیروز چه اتفاقی افتاده است دوباره چشمش را می‌بندد و به پریروز می‌رود که ببیند پریروز چه اتفاقی افتاده است. دوباره در یک هفته پیش می‌رود همین‌طور به گذشته می‌رود؛ در نُه سال پیش یا هشت سال پیش یا ده سال پیش چه اتفاقی افتاده است؛ یعنی خودش را از زمان حاضر به زمان ماضی منتقل می‌کند؛ یعنی وجود خود را برمی‌دارد و در زمان ماضی قرار می‌دهد. این برحسب تفکر ابتدایی است. ولی در واقع ما به زمان ماضی نمی‌رویم و ذهن به عالم مثال و عالم ماده مراجعه می‌کند و در مثال عالم ماده در عین اینکه تفاوت و تقدم و تأخر وجود دارد ولی درعین‌حال همه چیز ثابت است یعنی نیازی نیست برای اینکه شما از یک نقطه به نقطۀ دیگر بروید. فرض کنید که الآن چشم و نگاه من متوجه یک میزان از مساحت مقابل من هست الآن از این دیدگاه و از این دو خطی را که من دارم به جلوی خودم نگاه می‌کنم تقریباً می‌توانم بگویم که به یک نگاه بدون اینکه چشم را گردش بدهم به یک لحظۀ واحد می‌توانم حدود یک متر را بدون گردش چشم در قرنیۀ خودم بیاورم ـ برای تقدم و تأخر عالم برزخ این مثال خیلی خوبی است ـ وقتی که به یک لحظه نگاه می‌کنم بدون اینکه [سر خود را حرکت بدهم] چون اگر بخواهم سر خودم را برگردانم تا کلّ آنچه که در این اطاق هست ببینم مجبور هستم که حرکت بدهم، نظر را از آن‌طرف بگیرم و بعد این چشم و حدقه حرکت بکند تا به دَم در برسد، در دَم در یک گردشی برای حدقه پیدا می‌شود طبعاً در این گردش تقدم و تأخر زمانی و مکانی موجود است. ولی نه، فرض کنید آنچه که شما درمقابل خودتان به یک لحظه می‌بینید خطوط متفاوتی از قرمز، سبز، آبی و سیاه است و هرکدام از اینها دارای الوان و اَشکالی هستند، آنچه را که شما در یک لحظه می‌بینید تقدم و تأخر ندارد. آنچه که در خارج هست تقدم و تأخر دارد. الآن ببینید آن قرمز، مقدم بر آن رنگ زرد است، آن رنگ زرد مقدم بر رنگ آبی است و آن رنگ متقدم بر سفید است و هَلُمَّ جرّاً. تااینکه در اینجا و درمقابل شما می‌آید و آن اشیاء دیگر از دید پنهان می‌شوند پس نگاه شما به اشیاء خارجی تقدم و تأخر ندارد، همۀ این اشیاء به یک لحاظ می‌آیند ولی خود آنها در خارج تقدم دارند، اول این است، بعد این است و بعد این است. عین همین مطلب را شما در صور برزخی و صور مثالی پیدا کنید. آنچه که در عالم مثال هست به یک نظره می‌شود بر همۀ آنها احاطۀ ادراکی و شعوری پیدا کرد اما آنچه که در خود عالم برزخ و مثال هست به مقتضای سنخیت خودِ عالم مثال، تقدم و تأخر دارد و براساس همان تقدم و تأخر، تقدم و تأخر مُلکی در این عالم پیش می‌آید، یعنی آنها برای موجودات متکوّنی که در عالم کون و فساد تحقق خارجی پیدا می‌کنند، جنبۀ علّی دارند.