
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
تحلیل نسبت زمان و هویت اشیاء در بازگشت موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که اشیاء مادی همواره محفوف به شرایط و مقارنات زمانی هستند و از آنجا که زمان دارای اجزاء متصل و حیثیتهای ذاتیِ سبق و لحوق است، بازگشتِ یک شیء به همراه زمانِ مختص به خود، با امتناع عقلی مواجه است. در این جلسه، ضمن نقد دیدگاههای مخالف که سعی دارند با تفکیک شیء از زمان یا بازگرداندنِ زمانِ گذشته، این امتناع را برطرف کنند، به این نکته تأکید میشود که سبق و لحوق از لوازم ذاتی زمان بوده و قابل انفکاک نیستند. در نهایت، با تبیین این حقیقت که هویتِ زمانیِ هر پدیده، مقوّمِ ذاتِ آن است، استدلال میشود که فرضِ اعاده، منجر به تناقض و تسلسل شده و اساسِ اینگونه پاسخها را باطل میسازد.
بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم
1درس چهارصد و بیست و هفتم
ادلۀ حکماء مشّاء بر امتناع اعادۀ معدوم (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ اعتُرِضَ عَلى هذا الدّلیلِ بِأنّا لا نُسلِّمُ أنَّ ما یوجدُ فی الوقتِ الأوّلِ یَکونُ مُبتدأً البتّةَ و إنّما یَلزَمُ لَو لَم یَکنِ الوقتُ مُعاداً أیضاً.1
دلیلی را که حکماء مشّاء بر استحالۀ مُعاد بعد العدم بعینه آوردهاند شامل اعاده شیء با خصوصیات و مقارنات و شرایط محتوی آن است که از جملۀ آن شرایط و مقارنات زمان بود. عرض شد که اگر قرار بشود خود آن شیء بعینه بعد العدم اعاده پیدا کند لازمهاش این است که آن زمان متصل به او هم اعاده پیدا کند چون اشیاء مادی محفوف به شرایط و مقارناتی هستند که از جملۀ آنها حدوث آنها در زمان است و قطعاً چون زمان تدریجی الحصول است و دارای اجزاء کمیّۀ اتصالیه میباشد بنابراین خود شیء در ظرف زمان دارای وصف سابقیت و لاحقیت خواهد بود و از این نقطهنظر اگر بخواهد یک امری که در یک شب اتفاق افتاده است دوباره بخواهد همان بعینه اتفاق بیفتد لازمهاش این است که آن امر مبتدا عین امر متأخر باشد درحالیکه دو زمان از نقطهنظر حیثیت ذاتی خودشان باهم در تعارض و تقابل هستند. این دلیلی بود که حکماء برای امتناع اعاده معدوم ذکر کرده بودند.
بر این مسئله اعتراضی شده است که ما قبول نداریم که آنچه در وقت اول هست مبتدا باشد یعنی آنچه که در وقت اول هست بهعنوان یک مبتدا نیست و این مبتدا در یک وضعیتی خواهد بود، یعنی بین شیء و زمان تفرقه ایجاد کردهاند و گفتهاند که شیء در این وقت تحقق دارد و اگر قرار بر این باشد که خود شیء بخواهد اعاده پیدا بکند لازمهاش همان وضعیت اشکالی است که در اینجا ذکر کردهاید. والاّ اگر قرار بر این باشد که خود وقت هم بخواهد برگردد دیگر دراینصورت مبتدا معنا ندارد! اینکه یک شیء بخواهد در یک زمانی باشد بعداً او بخواهد به زمان دیگری اعاده پیدا کند و آن زمان به حال خودش باشد. این اشکال پیش میآید.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 358.
