اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکان‌پذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاه‌هایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص می‌دانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آن‌ها می‌پردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین می‌کنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق می‌یابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد می‌شود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید می‌ورزد.

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

8
  • وَ رَفعٌ لِلتَفرقةِ و الامتیازِ ... و از طرف دیگر تفرقه و امتیاز بین مبتدأ و معاد هم ازبین می‌رود. ساعت نُه ساعت یازده می‌شود: یک و شنبه با یکشنبه جایشان عوض می‌شود. چون این معاد نیست مگر از همان حیثیتی که مبتدا است یعنی به همان نحوه‌ای که مبتدا است، به همان نحوه هم معاد است. پس فرقی بین ساعت نُه و ساعت یازده نشد! ساعت یازده یعنی ساعتی که بعد از ساعت نُه آمده است و ساعت نُه گذشته است و بعد ساعت ده شده است و بعد ساعت یازده شده است. اگر همان ساعت نُه، ساعت یازده بشود بنابراین ساعت یازده بعد از چه چیز آمد؟! بعد از چیزی نیامده است. امتیازش هم ضروری است.

  • وَ هَذا الوَجهُ لا یَبتَنی عَلى کَونِ الزَّمانِ مِنَ المُشخِّصاتِ فإنَّهُ غَیرُ صَحیحٍ بَل یَکفی کَونُه مِنَ الأمورِ الَّتی هی أماراتُ التَّشخُّصِ و لوازمُ الهویةِ العینیةِ الَّتی لَها أمثالٌ مِن نَوعِها واقِعةٌ فی الأحیازِ و الأوضاعِ و الأزمِنَة.

  • این وجه دوم که گفتیم مبنی بر این نیست که زمان از مشخصات باشد تا ایراد به او وارد شود و صحیح نیست، زمان از مشخصات نیست. همین‌قدر کفایت می‌کند که زمان را از اموری قرار بدهیم که آن امور امارات تشخص هستند. این استدلال وجه دوم باز هم می‌آید و بالأخره اماره هم برای خودش وجودی دارد و لوازم هویت عینیه هستند؛ یعنی هر هویت عینیه‌ای اینها را لازم دارد. شما نمی‌توانید اربعه را درنظر بگیرید و زوجیت را از آن جدا کنید! زوجیت با اربعه است. وقتی شما می‌گویید: اربعه، زوجیت است و بخواهید و نخواهید می‌چسبانید، زوجیت را با آن آورده‌اید. وقتی یک هویت عینی خارجی را درنظر بگیرید، بخواهید نخواهید زمان را به آن چسبانده‌اید و نمی‌شود از آن جدا کنید گرچه زمان مشخص نیست! خب نباشد بالأخره از لوازم که هست. لوازم این هویت که برای او امثالی از نوعش وجود دارد. این هویت امثالی دارد؛ زید و عمرو و بکر، همۀ اینها امثال برای نوع هستند و هرکدام برای خودشان یک زمان خاص به خودشان را دارند. تمام این امثال در حیّزها، مکان‌ها، وضع‌ها، کیفیت‌های متفاوت و زمان‌های مختلف قرار گرفته‌اند.